اخلاق

اخلاق زمینه ای است که بر اساس آن در مورد رفتار افراد بشر در برابر یکدیگر و دیگر اجزا و پدیده ها قضاوت می کنیم. بدین ترتیب طراحی هم فارغ از اخلاقیات نیست. قضاوت در مورد این که محصولات، محیط و وسایل ارتباطی چگونه به آدمی کمک می کنند تا با پیرامونشان تعامل داشته باشند، به نظر می رسد عبارت “اخلاق طراحی” نوعی حشو است چرا که همه ی طراحان خواه نا خواه درگیر قضاوتهای اخلاقی می شوند.

اخلاق چیزی سوای هستی شناسی (سوالاتی در مورد این که چه چیزی هست) و شناخت شناسی (سوالاتی در مورد این که چگونه در مورد چیزهایی که هست می دانیم) است، چرا که محور اخلاق کارهایی است که انجام می دهیم؛ دغدغه ی اخلاق این است که چه باید باشد نه این که چه هست. اخلاق با سیاست هم فرق دارد (سیاست فرایندها و موسسات اجتماعی هستند که از طریقشان مسائل اخلاقی به اجتماع تحمیل می شود) و و جدان (کدهای وضع شده ی رفتار اخلاقی) که شامل سنجش درست ترین هاست به جای این که نظام هایی را مخاطب قرار دهد که نیاز به سنجش را برطرف می کنند.

فیلسوفان غربی تلاش کرده اند چارچوب هایی را شکل دهند که بر اساس آن ها بتوان به چنین ملاحظاتی رسید. حداقل چهار چارچوب از این دست می توان یافت: عام گرایی[1]، سودمندگرایی[2]، پذیرش تفاوت[3] و فضیلت[4]. عام گرایی اساسا یادآور سنت خردگرایی امانوئل کانت است؛ پند متداول اغلب مذاهب: با دیگران چنان رفتار کن که خوش داری با تو چنان رفتار شود. از نظر کانت اخلاق پاسخی تجربی به این سوال بود که : آیا رفتار من می تواند به قانونی تبدیل شود که همه از آن تبعیت کنند؟ از سوی دیگر سودمندگرایی، یادآور فیلسوف تجربه گرای بریتانیایی جان استوارت میل است، پرسش او نمونه ای عملی تر از پرسش کانت بود: آیا عمل من شادی بیشترین افراد را به حداکثر می رساند؟ فلسفه ی سودمندگرایی اصول خود را به شکل های اقتصادی تر استدلال مانند تحلیل هزینه و منفعت[5] قرض می دهد. عام گرایی و سودمندگرایی با رویکردهایی کاملا منطقی نسبت به اخلاق، نوعی بنیان انگیزشی همدلانه در خود دارند که براساس آن همه ی مردم ذاتا یکی هستند (فرضیه ای که امروزه در اصول حقوق بشر گرامی داشته می شود) اما برخلاف این دو اصل پذیرش تفاوت، با این فرض آغاز می شود که “دیگران” کاملا با “من” متفاوت اند، و بنابراین اعمال اخلاقی باید به شکلی باشند که به “دیگری” افراد احترام بگذارند. این دیدگاه متاخرتری است که با بازبینی وجدان عبری توسط امانوئل لویناس[6] و ژاک دریدا[7] شکل گرفت. فضیلت نیز باززایی معاصری است از اخلاق ارسطویی که توسط آلاسدایر مک اینتایر[8] تدوین شده است. ارسطو قضاوت اخلاقی را “Phronesis”)فرونسیس) یا استدلال عملی مورد به مورد یا احتیاط می خواند. فرونسیس به عنوان یک فضیلت چیزی است که فرد به واسطه­ی آن خوب می شود، توانایی تشخیص بهترین تعادل میان چیزی که باید باشد و چیزی که می خواهیم باشد، میان فرد و کل. قضاوت اخلاقی کاملا درست به همه­ی کسانی که در آن دخیل بوده اند این امکان را می دهد که به بهترین شکل ممکن رشد کنند (نه این که تنها شاد باشند).

برخلاف این حساب و کتابهای کم و بیش شناختی در زمینه ی اخلاق که در غرب رایج است، سنتهای غیر غربی به معنای ریشه شناختی واژه­ی “ethos” نزدیک ترند، آنها اخلاق را شیوه ای هماهنگ از زندگی می دانند که به ملاحظات منطقی نیازی ندارد، عادن به ماندن در کنار دیگران برای شکل دادن به یک زیستگاه. در چنین نگرشی، چیزی غیراخلاقی تر از فکر کردن، یا بهتر بگوییم محاسبه کردن، در مورد این که چه کاری درست و چه کاری نادرست است وجود ندارد. در عوض فرد اخلاقی کسی است که بدون فکر کردن و به طور شهودی عملی را انجام می دهد که به موقعیتی خاص بیشترین کمک را می کند (Dreyfus & Dreyfus 1990 and Varela 1999را ببینید).

اخلاقیات طراحی اغلب به کدهای حرفه­ای رفتار اشاره دارند که براساس آنچه پیش از این گفته شد بهتر است آن ها را وجدان طراحی بخوانیم. اخلاقیاتی که از قطعیت کمتری برخوردارند شامل مطالعه­های موردی از قضاوتهای اخلاقی هستند که براساس برخی از دیدگاههایی انجام می شوند که در بالا ذکر شدند. علاوه بر اینها الزامات وجدانی و قانونی برای فراگیر بودن محصولات و همچنین تبدیل طراحی به مقوله ای دست یافتنی برای همه (← طراحی فراگیر)، همچنین طراحی به صورت عام المنفعه و رایگان برای جوامعی که از عهده ی پرداخت هزینه های خدمات طراحی بر نمی آیند ( ← غیرانتفاعی) و مشارکت در فعالیتهای سیاسی (← طراحی و سیاست) را نیز باید در نظر گرفت.

پر واضح است که خارج از محدوده ی عبارت “اخلاقیات طراحی” همپوشانی گسترده تری میان اخلاق و طراحی به چشم می خورد. در همه­ی فرایندهای طراحی لازم است در مورد این که چه چیزی باید انجام شود تصمیم گرفته شود. چنین تصمیماتی براساس ملاحظاتی در مورد بالاترین حد سود گرفته می شوند (سودمندگرایی)؛ اما در مورد تولید انبوه به این قضیه هم فکر می کنیم که محصول برای همه­ی افرادی که ازآن استفاده می کنند چه معنایی دارد (عام گرایی). تصمیمی که گرفته می شود همیشه در زمینه ای خاص از طراحی شکل خاصی خواهد داشت و هیچ گاه به کارگیری یک قانون مشخص برای همه ی موارد توصیه نمی شود (فضیلت)؛ از سوی دیگر طراحی گستره ای از روش های تحقیقاتی را برای “کاربر محور بودن” در نظر می گیرد (←طراحی مشارکتی) تا به “دیگری” افرادی که برایشان طراحی می کند احترام گذاشته باشد (اصل پذیرش تفاوت). پیوند ذاتی طراحی و اخلاق در نتیجه ی مطالعات تکنولوژی از سوی برونو لاتور[9] برجسته شد، بحث او این است که طراحی فرایندی است از “همایندی وجدان” یا “پایایی حاصل از اخلاق”( Latour 1992). به عبارت دیگر، محصولات محصولات هستند تا دائما نیات اخلاقی را به عمل در آورند – مثلا، دربهای اتوماتیک به صورت خودکار به روی همه­ی افرادی که احتمالا به انها نیاز دارن باز می شوند، این درها مثل درهای دستگیره دار قدیمی نیستند که میان افراد بسیار پیر، بسیار جوان یا افرادی که دست هایشان پر از وسیله است تبعیض قائل می شدند. با این نگرش می توان گفت همه ی محصولاتی که طراحی می شوند کم و بیش هدیه ای اخلاقی به دیگران اند(Dilnot 1995).

← پایداری، فایده مندی

[1] Universalism

[2] Utilitarianism

[3] Alterity

[4] Virtue

[5] Cost-benefit analysis

[6] Emmanuel Levinas

[7] Jacques Derrida

[8] Alasdair MacIntyre

[9] Bruno Lature

 

  1. Dilnot, C. 1995. The gift. In V. Margolin andBuchanan, eds. The idea of design. Cambridge, MA: MIT Press
  2. Dreyfus, H., and S. Dreyfus. 1990. What is morality? A phenomenological account of the development of ethical expertise. In D. Rasmussen, ed. Universalism vs. Communitarianism Cambridge, MA: MIT Press.
  3. Latour, B. 1992. Where are the missing masses? The sociology of a few mundane artifacts. In W. Bijker, and J. Law, eds. Shaping technology/building society: Studies in sociotechnical change. Cambridge, MA: MIT Press.
  4. Varela, F. 1999. Ethical know-how, wisdom, and cognition. Stanford, CA: Stanford Univ. Press.

 

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email