نیاز

کلمه “نیاز” یک احساس فقدان و اشتیاق برآورده شدن آن را توصیف می کند. یک بررسی نظری تاثیرگذار درباره روانشناسی نیاز توسط آبراهام مازلو(Abraham Maslow) انجام شد. “هرم نیازها”ی مازلو، نیازهای انسان را براساس سطوح زیر طبقه بندی می کند:1) نیازهای فیزیولوژیک(تنفس، خواب، غذا، تولید مثل)، 2) نیازهای ایمنی(مسکن،کار، برنامه های زندگی)،3) نیاز به روابط اجتماعی(ارتباطات، دوستی، عشق)،4) نیاز به پذیرش اجتماعی(جایگاه، رفاه، حرفه، جوایز) و 5) نیاز به خود شکوفایی(فردیت، هنر، فلسفه).

باوجودآنکه هرم مازلو می تواند به عنوان یک نوع از فهرست الویت کلی خطاب شود، زمانی که احتیاجات یک گروه (برای مثال ، بعداز یک فاجعه) در نظر می گیریم، در می یابیم بیشترین افراد از سلسله مراتب رضایتمندی نیازها به صورت پی در پی و یک شیوه قطعی به عنوان پیش بینی برای یک شخص پیروی نمی کنند. در برخی شرایط، برای مثال یک فرد شاید نیازهای خودشکوفایی را پیش از ایمنی و پذیرش اجتماعی الویت بندی کند. در واقع، می توان استدلال کرد که اهمیت نسبی از پنج سطح نیاز مازلو به بسیاری از فاکتورهای زمینه ای بستگی دارد، وقتی برای مثال روش هایی را در نظر بگیریم که در آن نیازها در یک ساختار اجتماعی قبیله ای ارزش گذاری می شود. اگر تحقق نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی تاحد زیادی به عملکرد فردی در یک گروه مقدم است، رفاه قبیله بر نیازهای فردی و خودشکوفایی مقدم است.

به عبارت دیگر، همه نیازها در وحله اول به صورت جداگانه به طرز تفکر شخص و فرهنگی خاص وابسته هستند. به عنوان مثال، راه هایی که مردم در آن نیازهای ابتدایی خود را برای خواب تعریف می کنند، از کشوری به کشور دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت است: چه مدت کسی می خوابد، که آیا آنها به تنهایی یا با دیگران در اتاق می خوابند، آیا آنها بر روی یک تخت می خوابند، یا روی یک تشک، یا خارج از همه اینها_ همه این عوامل بسته به زمینه فرهنگی، جنسیت، سن، موقعیت اجتماعی و غیره تفاوت ایجاد می کند_ و نیز تفاوتهای فردی در توانایی، تجربه و انگیزه.

طراحی به عنوان ابزاری برای پاسخ دادن به نیازهای بشری شناخته می شود و تحقیقات اخیر درباره کیفیت ها و مزایای طراحی کاربر- محور، افق های جدیدی را درباره این موضوع روشن نموده است (قابلیت استفاده).

با این حال، همچنان مهم است که به خاطر بسپاریم که همه طرح ها(و طراحان) دارای چهارچوب های اجتماعی و فرهنگی خاص هستند و هر روند طراحی لزوما نیاز به فرضیات خاص درباره نیازهای استفاده کنندگان دارد. به آن دلیل، مفهوم یک”طراحی جهانی” شاید ذاتا ناقص، حتی گستاخانه یا یک کمی خام و ساده باشد _ که در آن کثرت گرایی ذاتی از میان افراد، فرهنگ ها و جمعیت به طور کامل مورد ملاحظه قرار داده نشده است. در تلاش برای جذب کردن همه کس به صورت عام و نه به صورت خاص، مفهوم واقع شدن طرح ها برای جذب کردن یک مخاطب جهانی می تواند فرمولی و وصف ناپذیر باشد، درنتیجه به کاربران برای تشخیص و اختصاص دادن آنها از طریق انطباق شخصی یک طراحی(     طراحی غیر تعمدی) یا از طریق زیبایی شناسی خستگی و سالخوردگی(     زنگار) الهام می بخشد.

این فردگرایی نیاز همچنین توضیح می دهد که چرا همیشه برای طرح های جدید اشیاء روزمره ساده بازاری وجود دارد که پاسخگوی نیازهای ابتدایی است( مانند قطعه ای از مبلمان). پیشرفتهای طرح هایی که از قبل وجود دارند یا نیازهای درحال پژوهش که هنوز به وضوح بیان نشده اند (به عبارت دیگر، نیازهایی که با توسعه اجتماعی بیشتر تکامل پیدا می کنند) مسائلی هستند که به طراح معاصر مربوط هستند. امروزه، طراحی باید سطوح نیاز را به طور همزمان در نظر بگیرد و در این راه، تحولات جدید ایجاد کند.CH

      ارزیابی نیازها، حل مسئله، اجتماعی

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email