طراحی صدا

دیرزمانی است که صدا یکی از عناصر مهم در خلق و دریافت طراحی به‌حساب می‌آید. این اهمیت نه‌تنها به جلوه‌های صوتی و موسیقی فیلم‌ها، تلویزیون و طراحی وب ربط پیدا می‌کند، که مصداق چه‌بسا بارزتر آن را می‌توان در طراحیِ فضاهای عمومی، سامانه‌ها، ویژندها، خدمات، و مصنوعات مصرفی‌مان جست.

سالیان سال، هم طراحان و هم کاربران، مصنوعات طراحی‌شده را تقریباً فقط بر اساس کیفیات بصری ــ و گاه لمسی (← لامسه‌شناسی) ــ ارزیابی کرده‌اند. ویژگی‌های کارکردی و ادراکیِ طرح عموماً به دو حس بینایی و بساوایی محدود می‌شود، بی‌اعتنا به حواس دیگر. این رویکرد با بینایی‌محوری موجود ــ خصوصاً در اکثر فرهنگ‌های غربی ــ مطابقت دارد و، در اهمیت حواس، قائل به سلسله‌مراتبی است که بینایی را بر «حواس نزدیکِ»[1] بویایی، چشایی و بساوایی برتری می‌دهد. سه حس یادشده، در این رویکرد، غریزی‌تر و به‌مثابهٔ ادراکات نازل حیوانی پنداشته می‌شوند. این طبقه‌بندی حواس تأثیر فراوانی بر طراحی گذاشته است. باآنکه طراحان از همان نخستین روزهای باب شدن صوت‌شناسی[2] با آن سروکار داشته‌اند، دهه‌ها طول کشید تا ایدهٔ کاربرد هدفمند صدا به‌مثابهٔ یک عنصر اساسی در طراحی[3] اقبال عام یابد. کم‌کم اهمیت صدا بین مردم افزایش یافت ــ نه‌تنها به‌خاطر دلالت ژرف و اغلب ناآشکارش بر کیفیات خاص، بلکه به دلیل نقش حساسی که در طراحی آموزشی و مبتنی بر (←) اطلاعات دارد. ریموند لووی،[4] طراح فرانسوی، که در دههٔ ۱۹۵۰ در ایالات‌متحده شاغل بود، یخچال به‌یادماندنی فریجیدر[5] را طراحی کرد. (← طراحی منحنی‌ساز)[6] او صوت‌شناسی سازوکار درِ این یخچال[7] را طوری طراحی کرد که، هنگام بستنش، صدایی شبیه بسته شدن درِ کادیلاک[8] بدهد. بررسی‌های متعددی برای رسیدن به نتیجهٔ مطلوب صورت گرفت تا با تنظیم صدایی که از باز و بسته شدن در این یخچال به گوش می‌رسید، تصویری که از آن به ذهن می‌آمد، با هاله و منزلت یک خودرو (←) تجملی همراه باشد.

صنعت خودرو نقش و تأثیر ممتازی در بالندگی طراحی صدا داشت. در ۱۹۷۰، خودروساز آلمانی، پورشه،[9] مجموعه‌ای به نام «صداهای پورشه» ضبط و منتشر کرد و، به‌واسطهٔ آن صداهای هیجان‌انگیز و فریبنده، به معرفی جنبه‌ای از ویژگی‌های منحصربه‌فردِ (←) ویژندش پرداخت. با گذشت کمتر از دو دهه از آن هنگام، طراحی صدا به یکی از جنبه‌های جدایی‌ناپذیر فرآیند کلی طراحی خودرو بدل شد. نشانه‌های این تغییر را دیگر همه‌جا می‌شد یافت. یک ویژند ژاپنی خودروی تولید کرد که از بیرون صدای خاصی نداشت، درحالی‌که در داخل اتاقش، ازطریق بلندگوهای مخفی، به سرنشینان حس صوتیِ یک خودروی مسابقه‌ای را منتقل می‌کرد. امروزه، جملگی خودروسازان مطرح دنیا سرمایه‌گذاری معنی‌داری در بخش طراحی صدا می‌کنند، و هر مدل خودرو به گونه‌ای طراحی می‌شود که هویت صوتی خاص خود را داشته باشد. توجه دقیقی به هر یک از اجزاء معطوف می‌شود: صدای استارت، صدای بسته شدن درها، صدای موتور، و … حتی صدای نشانگرهای راهنما. در خودروهای امروزی، نشانگرهای راهنما دیگر با رله‌های مکانیکی کار نمی‌کنند و می‌توان هر صدایی رویشان گذاشت. اما همچنان طراحی صوتی‌شان به‌گونه‌ای است که صدای آشنایی، شبیه آنچه از یک رلهٔ مکانیکی درمی‌آمد، از بلندگوهای مخصوصشان پخش می‌شوند.

گذار سامانه‌های تولید مکانیکی به الکترونیکی، و نتیجتاً ظرفیتی که برای کوچک‌سازی اجزاء فراهم آمده است، به این معناست که تعامل حسی فرد با یک محصول دیگر به ساخت و کارکردهای قیاسی[10] آن محصول وابسته نیست. بنابراین، توجه بیشتر و ویژه‌ای صرف طراحی لمس و صدا، به‌عنوان بُعد دلالت‌آمیز و ناآشکار هر محصول[11] می‌شود.

طراحی صدا همچنین درزمینهٔ طراحی واسط‌های کاربری و سامانه‌های ناوبری،[12] که در زندگی روزمره کاربرد دارند، مهم است. مطالعات نشان می‌دهد، عابران پیاده‌ای که قصد عبور از خیابان را دارند و دچار نقص شنوایی‌اند اغلب ــ نسبت به افرادی که دچار نقص بینایی‌اند ــ در معرض خطر بیشتری هستند. زیرا ما معمولاً به وجود خطرات، قبل از آنکه با مواجههٔ دیداری پی ببریم، به‌طریق شنیداری آگاه می‌شویم. ازاین‌رو، بسیاری از شهرداری‌ها و شرکت‌ها اکنون چراغ‌های راهنمایی‌ای نصب و عرضه می‌کنند که ــ برای ارتقاء امنیت و قدرت حرکت کم‌بینایان ــ به نشانک‌های صوتی[13] نیز مجهزند.

استودیوهای طراحی هم بیش از گذشته به اهمیت محیط صوتی ما وقوف یافته‌اند. محصولاتی که به‌لحاظ طراحی صدا اوضاع خوبی ندارند همه‌جا هستند: از صدای گوش‌خراش و مخلِ آسایشی که جاروبرقی‌ها و سشوارها ایجاد می‌کنند گرفته، تا جلنگ‌جلنگِ ناامیدکننده‌ای که از جام‌های شراب ساخته‌شده از شیشهٔ نامرغوب شنیده می‌شود. البته، چاره‌ای هم نیست، چراکه تقریباً هر چیزی صدایی می‌دهد: قاشق و چنگال تلق‌تولوق می‌کند، لباس‌ها خش‌خش، آب شرشر، بطری‌های پلاستیکی تِرِق‌ترق، میزها جیرجیر، درها غژغژ و … آنچه ما به‌عنوان «صداهای محیطی»[14] می‌شناسیم در واقع مجموعهٔ صداهای مختلف درون یک محیط است. هنگامی که استارباکس[15] تصمیم گرفت فرهنگ قهوه‌نوشی «اروپایی» را در فروشگاه‌های زنجیره‌ای‌اش معرفی کند، طراحانش دقت بسیاری درزمینهٔ صداها مصروف داشتند. در راهنمای شیوه‌نامهٔ طراحی شرکت حتی به سوت بخار قهوه‌سازها، جِنگِ لیوان‌های سرامیکی و صداهایی ازاین‌دست هم اشاره رفته است. همچنین بسیاری صداهای دیگر نیز وجود دارد که توسط دستگاه‌های صوتی معمولی نظیر رادیو، تلویزیون و تلفن همراه ایجاد می‌شود. برای تعدیل و تلائم بخشیدن به این هیاهوهای هرروزهٔ زندگی، طراحی صوتی یک ضرورت است.

درزمینهٔ (←) طراحی وب، این امر نمود بارزی دارد. توانگریِ اطلاعات و قابلیت‌های ناویدن[1]جَلاجِل (jingle)، در معنای موسیقایی‌اش، به دسته‌ای از خودصداهای تکانه‌ای گفته می‌شود که از تعدادی شی‌ء یا … Continue reading به کمک طراحی صوتی دوچندان می‌شود. دستورالعمل‌های شنیداری یا سامانه‌های راهنمای صوتی سریع‌تر و آسان‌تر از همیشه درک می‌شوند.

طراحی صدا اکنون نقش مهمی در (←) ویژندسازی شرکت‌ها دارد. مثلاً هوندا[17] که از جَلاجِل[18] و دیگر آهنگ‌های کوتاه برای خاطرنشان کردن ویژند خود استفاده می‌کند و این کار را در دههٔ ۱۹۶۰ تابه‌حال ادامه داده است. در واقع، سال‌ها زمان می‌برد تا شرکت‌ها به‌درستی متوجه جایگاه صوت‌شناسی و توانمندی‌اش در تأثیر بر حافظه و قدرت تشخیص ما شوند. از اواسط دههٔ ۱۹۹۰، طراحان به‌منظور ساخت (←) نشان‌واره‌ها و امضاهای صوتی[19] خاص برای ویژندها، شرکت‌ها، و محصولات، شروع به همکاری با کارشناسان موسیقی کردند. تا به این طریق خودشان را در اذهان به‌جاماندنی‌تر کنند. این کنش اکنون به جایی رسیده است که صداهای خاص ــ مثل تقهٔ قاشق بر روی قوطی غذای گربه ــ را هم می‌توان به‌عنوان نوعی (←) نشان تجاری[20] صوتی ثبت کرد تا، مثل نشان‌واره‌های گرافیکیِ به‌ثبت‌رسیده، از حقوق و حمایت قانونی برخوردار باشند.

در پایان، می‌بایست به ارتباط طراحی صدا درزمینهٔ صنایع فیلم و تلویزیون اشاره کرد. از ظهور اولین «فیلم‌های صدادار»،[21] مردم به تأثیرات عمیقی که موسیقی قادر است بر تجربیات و تفسیرهای ما از فیلم بگذارد واقف شده‌اند. و حالا می‌دانیم تأثیر یادشدهٔ صدا به حدی است که می‌تواند دریافت ما را از تصاویر عمیقاً دستخوش تحول کند. اگرچه این روزها، در رسانه‌ها به هدف تحت تأثیر قرار دادن واکنش‌هایی که ما به تصاویرِ دیداری[22] داریم از جلوه‌های صوتی استفادهٔ بسیار گسترده‌تری نیز می‌شود. مثلاً، صحنهٔ تعقیب‌وگریز خودروها با دست‌کاری صوتی می‌تواند سریع‌تر از چیزی که واقعاً رخ داده به‌نظر برسد؛ صداها می‌توانند به بیننده از پیشامدها و ورودها خبر بدهند؛ و گاهی در غیاب تصویر دیداری، صدا به‌لحاظ روانی بر حضور یک شیء یا شخص و یا وقوع یک رویداد دلالت می‌کند. پیشرفت در طراحیِ صدای فیلم به حدی محقق شده که ستاره‌های فیلم‌های معروف اکنون بعضاً هویت صوتی مخصوص به خود را در اذهان مخاطبان یافته‌اند، چراکه صدا قادر است به فرایند شناسایی سرعت بخشد.

کاربرد صدا در طراحی به یک روش کلیدی تبدیل شده است و، درنتیجه، دیگر به‌عنوان یک بعد مستقل و جدایی‌ناپذیر از عرصهٔ طراحی شناخته می‌شود.

← طراحی صوتی-تصویری، طراحی خودرو، طراحی پخش، طراحی بویشی، حس‌آمیزانه


[1] “near senses” of smell, taste, and touch

[2] acoustics

[3] employing sound as an essential element of design

[4] Raymond Loewy (1893-1986)

[5] Frigidaire Appliance Company, the American home appliances brand, subsidiary of European parent company Electrolux

[6] Streamline Design

[7] the acoustics of the closing mechanism

[8] Cadillac, from the Cadillac Motor Car Division, a division of the American automobile manufacturer General Motors Company

[9] Dr. Ing. h.c. F. Porsche AG, usually shortened to “Porsche”

[10] analog functions

[11] suggestive and subliminal dimension of a product

[12] the interfaces and navigational systems

[13] acoustic signals

[14] ambience

[15] Starbucks Corporation, an American multinational chain of coffeehouses and roastery reserves

[16] ناویدن (navigate) گشتن در جهانْ‌وب با دنبال کردن مسیرهای اَبَرمتنی از سندی به سند دیگر در رایانه‌های مختلف را گویند.

[17] Honda Motor Company, a Japanese public multinational conglomerate manufacturer

[18] جَلاجِل (jingle)، در معنای موسیقایی‌اش، به دسته‌ای از خودصداهای تکانه‌ای گفته می‌شود که از تعدادی شی‌ء یا زنگوله تشکیل شده است و براثر برخورد آن‌ها به یکدیگر صدا تولید می‌شود. اما رِنگی کوتاهی که از این صداها تولید می‌شود معمولاً به‌همراه عناصر تصویری در جهت معرفی یا تبلیغ یک ویژند یا محصول خاص کاربرد می‌یابد و هدف از پخشش جای گرفتن در خاطر و تشخیص و بازشناسی آن ازسوی مخاطبان است.

[19] acoustic logos and signatures

[20] trademark

[21] talkies

[22] visual images

پانوشت‌ها

پانوشت‌ها
1

جَلاجِل (jingle)، در معنای موسیقایی‌اش، به دسته‌ای از خودصداهای تکانه‌ای گفته می‌شود که از تعدادی شی‌ء یا زنگوله تشکیل شده است و براثر برخورد آن‌ها به یکدیگر صدا تولید می‌شود. اما رِنگی کوتاهی که از این صداها تولید می‌شود معمولاً به‌همراه عناصر تصویری در جهت معرفی یا تبلیغ یک ویژند یا محصول خاص کاربرد می‌یابد و هدف از پخشش جای گرفتن در خاطر و تشخیص و بازشناسی آن ازسوی مخاطبان است.

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email