مقدمه

امروزه، فراگیرشدن مستندنگاری غیررسمی و شفاهی به‌منظور ثبت یکپارچه اطلاعات روایی و مستدل در کنار تجربیات حسی، شیوه مستندنگاری را دگرگون کرده است. این سبک‌وسیاق مستندنگاری نه‌تنها در نگارش متون تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بلکه در زمینه دیزاین بنا به ماهیت انتزاعی، توصیفی و به‌شدت پویای اش، بسیار چاره‌ساز ظاهر شده است و همگام با پیشرفت‌ها و جریان‌ها، اطلاعات ارزشمند و جامعی را به عرصه ثبت کشانده.

تمرکز بر تجربیات غیررسمی به محققان و پژوهشگران این امکان را می‌دهد تا به سطح عمیق‌تری از اطلاعات دست پیدا کنند که ممکن است در منابع رسمی نادیده گرفته شده باشند و شکلی انسانی و یکپارچه‌تر از روایت‌های تجربه زیسته را با جزئیات بیشتری به تصویر بکشد که تا به اکنون در مستندنگاری رسمی و غالباً علمی جایی نداشته است.

باتوجه‌به پررنگ‌شدن نقش جستارها و مقالات غیررسمی به‌عنوان منابع مهمی در فرآیندهای مستندنگاری در قابل وبلاگ‌ها، پادکست‌ها و مستندهای آنلاین به‌وضوح شاهد تغییر مدل‌های روایی مستندسازی و افزایش اعتبار منابع جستاری، شفاهی و تجربی تحقیقات و تحلیل‌ها هستیم، باوجود آن که این شیوه‌ها معمولاً از دیدگاه‌های مختلف و اغلب خارج از دایره قدرت‌های رسمی نشأت می‌گیرند و به طور مستقیم تجربیات و دیدگاه‌های افراد مختلف را منعکس می‌کنند.

گفتمان دیزاین  در یک قالب غیررسمی که ماهیتی پویا و تعاملی دارد و برخلاف محیط‌های رسمی، بیشتر به تبادل آزاد ایده‌ها و افکار در فضایی باز و بی‌پرده می‌پردازد، توجیه‌پذیرتر است. چرا که افراد می‌توانند آزادانه به بیان نظرات خود بپردازند و روش‌هایی نوآورانه برای حل مشکلات بیابند و این امر به‌ویژه در تعامل مابینی طراحان بسیار حائز اهمیت است چرا که برخلاف محیط‌های رسمی که ممکن است تحت‌تأثیر سلسله‌مراتب قرار گیرد، تمرکز بر تجربیات فردی و دیدگاه‌های شخصی خواهد بود.

دیدگاه‌های جدید و دست‌اول از افراد مختلف با سلیقه‌ها و تجربیات متنوع شکل می‌گیرند، نقدها و پیشنهادات به طور مستقیم و شفاف مطرح می‌شوند و این نوع نقد به‌جای اینکه به‌عنوان تهدیدی در نظر گرفته شود، به‌عنوان فرصتی برای بهبود و ارتقای اقدامات طراحانه تلقی می‌شوند. در ایران این امر به دلیل نوپایی رشته و ازآنجاکه روند مستندنگاری دانش طراحی در ایران به‌صورت سیستماتیک و مستمر پیگیری نشده است، بسیاری از اطلاعات در این زمینه ازمیان‌رفته یا به دست فراموشی سپرده شده است. تعامل و ایجاد شبکه پویای طراحان و مستندنگاری شفاهی به‌عنوان یک راه‌حل اساسی می‌تواند به حفظ و انتقال این دانش کمک کرده و از بحران کمبود تجربه و ضروری در این حوزه جلوگیری کند.

درباره زاین

در این میان جامعه پژوهش طراحی “زاین” ( Zign Design Research Community) به‌عنوان یک پلتفرم آنلاین در حوزه پژوهش دیزاین با آگاهی بر این تغییر نگرش مستندنگاری، بر تحول این رشته از یک حرفه تجربی به یک حرفه  تمرکز دارد. زاین با فراهم‌کردن ویدئوهای آموزشی، پژوهشی و تحلیل روندهای طراحی، پژوهشی و بینارشته‌ای، به ایجاد بسترهای گفتمانی میان طراحان، پژوهشگران و دانشجویان پرداخته است و از اهداف اصلی این پلتفرم، ایجاد مرجعیتی برای طراحی صنعتی ایران است که علاوه بر ثبت تاریخ و فرهنگ طراحی، فرصتی برای تبادل دانش میان طراحان مختلف و به‌ویژه نسل‌های مختلف فراهم آورد. زاین با تمرکز بر مستندسازی روایت‌های شخصی طراحان از فرآیندهای خلاقانه و چالش‌های حرفه‌ای، نقشی حیاتی در ثبت تاریخ طراحی ایران ایفا می‌کند و به‌عنوان یک فضای پویا و تعاملی، زمینه‌هایی برای تحلیل و درک عمیق‌تر فرآیندهای طراحی فراهم کرده و به طور مستقیم به ارتقای خلاقیت و نوآوری در طراحی کمک می‌کند.

نگاه به طراحی به‌عنوان نه‌تنها فرآیندی فردی یا فنی بلکه یک فعالیت اجتماعی و میان‌رشته‌ای، منجر به شکل‌گیری بستر گفتمان‌های مختلف می‌شود. تعاملات و گفتگوهای میان طراحان، پژوهشگران و متخصصان دیگر رشته‌ها به تبادل ایده‌ها و تحلیل‌های عمیق‌تر فرآیندهای طراحی می‌انجامد. در جوامعی که گفتمان طراحی نهادینه شده است، انتقال تجربه میان طراحان با روش‌های مختلفی همچون تعاملات رودررو، مصاحبه‌های تخصصی، و مستندنگاری‌های شفاهی به طور مؤثر صورت می‌گیرد.

در ایران، این روند انتقال تجربه به‌ویژه در عرصه طراحی با چالش‌هایی بزرگ مواجه است. نبود زیرساخت‌های مستندنگاری دقیق، فقدان منابع قابل‌اتکا و مرجع برای تحلیل و ارزیابی طراحی‌های گذشته  و همچنین ضعف در ایجاد تعاملات میان طراحان نسل‌های مختلف، از جمله مشکلات اساسی است که مانع از تکامل این حرفه در ایران می‌شود. در این شرایط، ایجاد بسترهای گفتمانی که بتواند به طور مؤثر تجربه‌ها و دانش طراحان گذشته را حفظ کرده و به طراحان جدید منتقل کند، به امری ضروری تبدیل شده است.

 مستندنگاری شفاهی یکی از اصلی‌ترین ابزارها برای ایجاد مرجعیت در طراحی صنعتی است. این روش به‌عنوان ابزاری پژوهشی می‌تواند تجربه‌های طراحان باتجربه را ثبت و انتقال دهد و به‌عنوان یک مرجع معتبر در تحلیل روندهای طراحی عمل کند. در حال حاضر، مستندنگاری‌های شفاهی همچون پروژه‌های آقای مازیار رضایی که به مصاحبه با طراحان برجسته ایران پرداخته‌اند و تشکیل جلسات و مصاحبات متعدد و با دغدغه‌های روز دیزاین و ثبت تجربیات طراحانه بسیار ارزشمند و قابل اتکاست.

طراحان تن‌ها: روایت‌های شخصی از تجربه زیسته

مجموعه “طراحان تن‌ها” نمونه‌ای از پروژه‌های موفق در زمینه مستندنگاری شفاهی است که به بررسی زندگی و آثار طراحان برجسته ایران پرداخته است. این پروژه با تمرکز بر چالش‌های شخصی و حرفه‌ای طراحان، تصاویری واقعی از فرآیند طراحی در ایران ارائه می‌دهد. در این مجموعه، طراحانی همچون حسین صالحی، مصطفی میرفندرسکی، هادی جمالی و محمدحسن داورزنی، هرکدام با روایت‌های خود، تجربیات و دانش خود را به نسل‌های آینده منتقل می‌کنند.

این روایت‌ها تنها به معرفی آثار و سبک‌های کاری طراحان نمی‌پردازد، بلکه جنبه‌های انسانی و فردی مسیر طراحی آن‌ها را نیز موردتوجه قرار می‌دهد. چنین پروژه‌هایی می‌توانند به طراحان نسل جدید کمک کنند تا از تجربیات پیشکسوتان بهره‌برداری کرده و مسیر خود را در عرصه طراحی با آگاهی و دیدگاه گسترده‌تری طی کنند.

یکی از دستاوردهای مهم این رویکرد مستندنگاری، استخراج اطلاعات غیررسمی طراحان باتجربه به شیوه “تفکر با صدای بلند” است، این روش به شفاف‌سازی فرآیندهای خلاقانه و کشف تجربه زیسته طراحان کمک بسزایی کرده است و بستری مناسب را برای تبادل دانش و الهام‌بخشی میان طراحان فراهم می‌کند. روایت‌های شخصی طراحان، به‌جای تمرکز بر خروجی نهایی، بر داستان‌های پشت پرده، شکست‌ها و موفقیت‌ها تأکید دارد که به مخاطبان اجازه می‌دهد لایه‌های پنهان دنیای طراحی را کشف کنند. در ادامه به بررسی و نقد مجموعه طراحان تنها می‌پردازیم.

حسین صالحی و مصطفی میرفندرسکی، هر یک با دیدگاه‌ها و رویکردهای منحصربه‌فرد خود به هنر و طراحی پرداخته‌اند. محیط زندگی و خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت و نگرش‌های آن‌ها داشته است. هادی جمالی که در فضایی آکنده از هنر رشد کرده بود که می‌توانست این عناصر را در آثار خود نمایان سازد. محمدحسن داورزنی، با رویارویی با سختی‌ها و تجربیات عملی در دوران کودکی، به شخصیتی سخت‌کوش و منظم تبدیل شد.

 حسین صالحی که تجربه حضور در آمریکا و محیط رقابتی آرت سنتر لانگ بیچ را داشت، توانست رویکردی منطقی و فلسفی به طراحی بیفزاید. از سوی دیگر، مصطفی میرفندرسکی که از خانواده‌ای با پیشینه عرفانی و فلسفی بود، طراحی را به‌عنوان ابزاری در خدمت اجتماع و محیط‌زیست تعریف کرد. او با تمرکز بر اقشار محروم و توانمندسازی زنان، طراحی را وسیله‌ای برای ایجاد تغییرات اجتماعی می‌دانست.

در آموزش طراحی صنعتی در ایران  بسیاری از افراد اهتمام بسیاری ورزیده اند و در تنهایی خود به دنبال راه هایی برای کمک به جریان اثربخش طراحی بوده اند:  هادی جمالی طراحی را با هنرهای کاربردی و زیبایی‌شناسی ترکیب کرد. محمدحسن داورزنی با تلفیق علم و هنر و تأکید بر تجربه عملی، طراحی‌هایی کاربردی ارائه داد که به تثبیت جایگاه طراحی صنعتی کمک شایانی کرد. حسین صالحی، با نگرش فلسفی‌اش، طراحی را فراتر از زیبایی‌شناسی صرف می‌دید و آن را ابزاری برای حل مسائل معرفی کرد، هرچند بیش از هر چیز بر منطق اولویت داشت.

 مصطفی میرفندرسکی نیز با تمرکز بر طراحی بومی و ایرانی و توجه به چالش‌های اجتماعی، نوآوری‌هایی برای جوامع محروم ارائه کرد؛ بااین‌حال، رویکرد او در بازارهای بین‌المللی شاید به همان اندازه رقابت‌پذیر نباشد.در حوزه تعلیم و آموزش ، نیز هر یک تأثیر بسزایی در پرورش نسل جدید طراحان داشته‌اند. هادی جمالی و محمدحسن داورزنی با تأکید بر یادگیری عملی و شناخت متریال‌های مختلف، دانشجویان را برای چالش‌های حرفه‌ای آماده می‌کردند.

صالحی با تأکید بر تفکر ساختاریافته و حل مسئله، زیرساختی منطقی برای آموزش طراحی صنعتی بنا نهاد. میرفندرسکی با تمرکز بر مسائل اجتماعی و توانمندسازی اقشار آسیب‌پذیر، دانشجویان را به‌سوی طراحی مبتنی بر ارزش‌های انسانی سوق داد. به‌طورکلی، هر یک از این طراحان با رویکردها و دستاوردهای خود تأثیر عمیقی بر هنر و طراحی صنعتی ایران داشته‌اند و نقاط قوت اصلی آن‌ها در تعهد به هنر، تربیت نیروهای نسل آینده و توجه به مسائل اجتماعی نهفته است.

جمع بندی

برای برون‌رفت از بحران انتقال تجربه در طراحی صنعتی ایران، مستندنگاری شفاهی و ایجاد گفتمان طراحی باید به‌عنوان دو راهکار اساسی در نظر گرفته شوند. مستندنگاری شفاهی می‌تواند نه‌تنها دانش طراحان برجسته را حفظ کند، بلکه فضایی برای تحلیل و نقد روش‌های مختلف طراحی فراهم آورد. در این میان، بسترهای گفتمانی، همچون پلتفرم‌های آنلاین مانند “زاین”، می‌توانند به‌عنوان کانال‌هایی برای تبادل دانش و تجربیات میان طراحان نسل‌های مختلف عمل کنند و در نهایت به ارتقای کیفیت طراحی در ایران کمک کنند.

در نهایت، توسعه مرجعیت طراحی در ایران با ایجاد زیرساخت‌های مستندنگاری و گفتمان‌های فعال می‌تواند به حفظ و انتقال تجربه‌های طراحان کمک کرده و زمینه‌های رشد و نوآوری در این حوزه را فراهم کند. اگر این بسترها به طور مؤثر توسعه یابند، می‌توان امید داشت که طراحی صنعتی ایران به‌عنوان یک مرجع معتبر و پایدار در سطح جهانی شناخته شود.