راهبردی برای طراحی در ایران

تصویر بیژن آریانا

بیژن آریانا

دانشیار طراحی صنعتی در دانشگاه فن آوری چالمرز

پیشگفتار

جامعهٔ ایران امروز در آستانهٔ بازتعریف جایگاه خود در جهان ایستاده است. با نگاهی به شکست‌ها و پیروزی‌های گذشته، در جست‌وجوی راهی برای آینده‌ای بهتر است. تردیدی نیست که طراحی نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دادن به آیندهٔ ایران دارد؛ از بهبود کیفیت محیط زندگی و کارآمدتر کردن خدمات عمومی گرفته تا توانمندسازی اقتصاد ملی از طریق رقابت‌پذیر ساختن محصولات ایرانی در بازارهای جهانی؛ و از ارتقای کاربردپذیری و دسترسی برابر به سامانه‌ها و فضاها برای همهٔ شهروندان، تا بازترسیم هویت ایران در جهان به‌گونه‌ای که شایستهٔ آن باشد.

برای آن‌که طراحی بتواند نقش خود را به‌بهترین شکل در آیندهٔ ایران ایفا کند، تدوین راهبردی ملی برای طراحی در ایران ضرورتی انکارناپذیر است. در بسیاری از کشورهای پیشرو در عرصهٔ توسعه، چنین راهبردی وجود دارد و ایران نیز از آن بی‌نیاز نیست. به‌عنوان نمونه، شورای طراحی بریتانیا توسط وینستون چرچیل پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد تا رقابت‌پذیری محصولات بریتانیایی را در دورهٔ بازیابی اقتصادی پس از جنگ افزایش دهد. ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، در دههٔ ۷۰ میلادی فرمانی صادر کرد تا طراحی بناها و مطبوعاتِ رسمی و دولتی در سراسر ایالات متحده با الگویی پیوسته زیباسازی شود. همچنین دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ فرمانی اجرایی صادر کرد که به‌موجب آن استودیوی ملی طراحی برای طراحی یکپارچهٔ سامانه‌های دیجیتال عمومی و دولتی آمریکا تأسیس شود.

این سند، پیشنهادی اولیه از سوی جامعهٔ پژوهش طراحی «زاین» برای راهبردی ملی برای طراحی در ایران است؛ پیشنهادی که می‌تواند سرآغازی برای اندیشیدن جامعهٔ طراحی ایران به تدوین راهبردی جامع در بهره‌گیری از طراحی برای ترسیم آینده‌ای بهتر برای ایران باشد.

ما طراحی را به‌مثابهٔ «تغییر آگاهانه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب از رهگذر بازتعریف و شکل‌دهی راهبردی به محصولات، خدمات، فضاها و سامانه‌ها» می‌فهمیم؛ تغییری که باید به بهبود پایدار کیفیت زندگی انسان ایرانی و پایداری اقتصادی آن، به‌گونه‌ای قابل سنجش، مطابق با معیارهای توسعهٔ انسانی جهانی و همچنین ویژگی‌های فرهنگی او بینجامد.

پیشنهاد ما برای راهبرد طراحی در ایران بر سه پایه استوار است:

  • نوگرایی بومی: این رویکرد بر این اصل استوار است که چرخ را نباید از نو اختراع کرد، اما بدون نوآوری‌های بنیادین نیز دگرگونی‌های بنیادین پدید نخواهد آمد. برای دستیابی به تغییرات مثبت و پایدار در کوتاه‌ترین زمان ممکن، باید از راه حل‌های جهانی بیشترین بهره را برد و در عین حال با روشی نظام‌مند و مبتنی بر شواهد و ارزیابی مستمر، آن‌ها را با ویژگی‌های ایران هم‌ساز ساخت. هم‌زمان باید آگاه بود که برخی از مسائل ایران مستلزم راه حل‌های کاملاً تازه‌ای هستند که در سایر نقاط جهان تجربه نشده‌اند. نوگرایی بومی رویکردی متعادل و پویا است که بسته به موقعیت و ماهیت مسئله، میان این دو مسیر توازن برقرار می‌کند.
  • انسان‌محوری در مقیاس ملی: سیاست‌گذاری‌ها، سامانه‌ها، فضاهای زندگی و تغییرات باید بر پایهٔ بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها طراحی شوند؛ آن هم به‌گونه‌ای فراگیر و با در نظر گرفتن گروه‌هایی که به دلایل مختلف ممکن است به حاشیه رانده شده باشند.
  • طراحی برای تاب‌آوری و پایداری: ایران کشوری است در معرض بلایای طبیعی، تغییرات اقلیمی و جمعیتی و نیز تنش‌های امنیتی. ایران همچنین میراث‌دار دهه‌ها تخریب محیط‌زیست است. بنابراین، تاب‌آوری و پایداری همه‌جانبه یک گزینهٔ جانبی نیست، بلکه باید محور اصلی دیزاین ایران باشد.

آشکار است که تدوین یک راهبرد ملی نیازمند هم‌اندیشی همهٔ طراحان ایرانی و نقش‌آفرینی نهادهای ملی است. ازاین‌رو، این سند تنها نقطهٔ آغاز گفت‌وگو و اندیشیدن دربارهٔ یک راهبرد ملی برای طراحی ایران است؛ راهبردی که بتواند طراحی را به ابزاری مؤثر در خدمت توسعهٔ پایدار ایران بدل کند.

برابر سازی و معانی واژگان

برخی از واژگانی که در این سند به کار رفته‌اند، ممکن است در زبان فارسی برابرها یا تعاریف متفاوتی داشته باشند. برای رفع ابهام و روشن‌سازی معانی، تعاریف زیر در آغاز متن تثبیت می‌شوند:

طراحی:
 طراحی عبارت است از برنامه‌ریزی و تدوین مسیرهای اقدام برای تبدیل وضعیت موجود به وضعیت مطلوب. در این سند، واژهٔ «طراحی» طیف گسترده‌ای از حرفه‌ها مانند طراحی صنعتی، طراحی بصری، طراحی خدمات، طراحی تجربه و هر حرفهٔ دیگری را که در قالب این تعریف بگنجد، در بر می‌گیرد.
برابر انگلیسی: Design

نوگرایی بومی:
 به‌معنای پذیرش یا تطبیق مفاهیم و شیوه‌های نو با توجه به ویژگی‌های یک هم‌بافت فرهنگی است؛ به‌جای آن‌که این مفاهیم و شیوه‌ها بدون تغییر و به‌صورت یکسان در همهٔ فرهنگ‌ها پذیرفته یا رد شوند.

توضیح این‌که این عنوان با عبارت کلیشه‌ای «بومی‌سازی» که عمدتاً بر اجبار در تطبیق یک مفهوم یا اصرار بر خودبسندگی در چرخه تولید یک فناوری تأکید می‌کند، متفاوت است. نوگرایی بومی بر مبنای شواهد، از جمله واقعیت‌ها و داده‌های اقتصادی و فناورانه، به پذیرش یا تطبیق مفاهیم و شیوه‌های نو می‌پردازد و هدف آن کند کردن روند نوگرایی یا کاهش ارتباط با دیگر مراکز فرهنگی، اقتصادی و فناورانه جهان نیست.

برابر انگلیسی: Local Modernity

رویکرد انسان‌محور:
 رویکردی به تصمیم‌گیری و حل مسئله است که الزامات، نیازها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های انسان‌ها را در اولویت قرار می‌دهد تا راه‌حل‌هایی خلق کند که با زندگی و واقعیت‌های آنان هم‌خوانی داشته باشد.
برابر انگلیسی: Human-Centred Approach

پایداری:
 پایداری به معنای برآوردن نیازهای کنونی بدون به خطر انداختن توانایی نسل‌های آینده در تأمین نیازهای خود است؛ مفهومی که بر تعادل میان حفاظت از محیط‌زیست، توسعهٔ اقتصادی و عدالت اجتماعی تأکید دارد. در این سند، واژهٔ پایداری تنها به جنبهٔ محیط‌زیستی آن اشاره ندارد، بلکه ابعاد اقتصادی و اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد.
برابر انگلیسی: Sustainability

تاب‌آوری:
 تاب‌آوری به توانایی یک جامعه در مقاومت، جذب، سازگاری و بازیابی در برابر شوک‌ها و فشارهایی مانند بلایای طبیعی، حملات یا بحران‌های اقتصادی گفته می‌شود؛ به گونه‌ای که کارکرد و رفاه جامعه حفظ شده یا حتی بهبود یابد.
برابر انگلیسی: Resilience

طراحی تجربه:
طراحی تجربه به‌صورت هدفمند به شکل‌دهی ادراک کلی، احساسات و رفتار فرد در تعامل با یک محصول، خدمت یا محیط می‌پردازد. این رویکرد فراتر از طراحی صرفاً بصری یا کارکردی است و با در نظر گرفتن تمام کنش‌های میان فرد و آنچه طراحی می‌شود، تجربه‌ای منسجم خلق می‌کند که بسته به نوع طراحی، می‌تواند به احساس خوشایند، لذت، وابستگی، خاطره‌ای ماندگار یا معنایی خاص پیوند یابد.

برابر انگلیسی: Experience Design

طراحی برای معنا:
 به معنای فراتر رفتن از کارکرد و کاربردپذیری است؛ رویکردی که هدف آن آفرینش محصولاتی است که برای کاربران از نظر بیان هویت شخصی یا به‌صورت نمادین معنادار باشند و در هویت فردی و تجربه‌های مهم زندگی آنان جای گیرند.
برابر انگلیسی: Design for Meaning

طراحی دگرگون‌ساز:
 رویکردی است که با به‌کارگیری اصول طراحی، به ایجاد تغییرات بنیادین و پایدار در افراد، سازمان‌ها و نظام‌ها می‌پردازد. این رویکرد فراتر از تغییر صرف عمل می‌کند و با بازاندیشی در هویت اصلی و مدل‌های عملیاتی، به دنبال دگرگونی‌های رفتاری و ساختاری بلندمدت است، نه صرفاً بهبود فرآیندهای موجود.
برابر انگلیسی: Transformation Design

سامانه (سیستم):

سامانه به مجموعه‌ای از اجزا، عناصر یا بازیگران گفته می‌شود که در تعامل با یکدیگر، برای تحقق یک هدف یا کارکرد مشخص عمل می‌کنند. این اجزا می‌توانند شامل انسان‌ها، فناوری‌ها، فرآیندها، ساختارهای سازمانی یا زیرساخت‌های فیزیکی باشند. در این سند، سامانه‌ها به‌عنوان بسترهایی در نظر گرفته می‌شوند که طراحی در آن‌ها می‌تواند به بهبود کارکرد، افزایش هماهنگی میان اجزا و ارتقای کیفیت تجربه و نتایج منجر شود.

برابر انگلیسی: System

ذی‌نفع:

ذی‌نفع به هر فرد، گروه یا نهادی گفته می‌شود که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از یک تصمیم، پروژه، محصول، خدمت یا سامانه تأثیر می‌پذیرد یا بر آن تأثیر می‌گذارد. ذی‌نفعان می‌توانند شامل کاربران نهایی، ارائه‌دهندگان خدمات، نهادهای دولتی، کسب‌وکارها، کارکنان، جوامع محلی و دیگر گروه‌های مرتبط باشند. در این سند، توجه به دیدگاه‌ها، نیازها و منافع متنوع ذی‌نفعان، بخشی اساسی از فرآیند طراحی در نظر گرفته می‌شود.

برابر انگلیسی: Stakeholder

نمای کلی

هدف، منطق راهبردی، سیاست‌گذاری‌های کلیدی و نهادها

هدف اصلی این سند، بهره‌گیری حداکثری از طراحی در سطحی راهبردی برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان ایرانی و توسعهٔ همه‌جانبه و پایدار ایران است. هماهنگ با سه پایهٔ راهبردیِ نوگرایی بومی، انسان‌محوری، و تاب‌آوری و پایداری، منطق راهبردی این سند دارای سه محور اصلی است:

  1. آگاهی عمومی و دانش تخصصی دربارهٔ نوگرایی بومی چنان گسترش یابد که بتواند با اثرگذاری بر آموزش، ذهنیت مدیران و کارشناسان، و نیز تدوین مقررات و برنامه‌های آموزشی، زمینه‌ساز طراحی سامانه‌ها، خدمات، فضاها و محصولات ایرانی شود؛ به‌گونه‌ای که با بهره‌گیری درست از تجارب جهانی، هم هزینه و زمان توسعه کاهش یابد و هم از بهترین نمونه‌های بین‌المللی برای ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان و افزایش رقابت‌پذیری ساخته‌های ایران استفاده گردد. هم‌زمان، درکی روشن از این‌که در کجا و چگونه باید به تطبیق و بومی‌سازی نوآوری‌ها پرداخت نیز شکل گیرد.
  2. فلسفهٔ طراحی انسان‌محور نه‌تنها به‌عنوان یک اصل و معیار در طراحی انواع سامانه‌ها، محصولات و خدمات به‌کار گرفته شود، بلکه در آموزش عمومی کشور نهادینه گردد؛ به‌گونه‌ای که همهٔ مردم با این فلسفه به شکلی آشنا شوند که در حرفه‌ها و فعالیت‌های گوناگون، این دیدگاه گنجانده شود تا کاربردپذیری و طراحی فراگیر در ماهیت همهٔ کسب‌وکارهای خصوصی و سازمان‌های عمومی، دولتی و مردم‌نهاد، و حتی در رویه‌ها و قوانین، از ابتدا بروز کند؛ نه آن‌که به‌عنوان یک افزونه یا بهینه‌سازی سطحی پس از شکل‌گیری کسب‌وکارها، سازمان‌ها، رویه‌ها، استانداردها و قوانین در نظر گرفته شود. داشتن درکی درست از پیوند تاریخی این نگرش با مفاهیم فلسفی ایرانی و بازتاب آن در طراحی اشیاء، سامانه‌ها و بناهای تاریخی، که با هدف بهبود کیفیت زندگی انسان ایرانی و هم‌زمان با درک مفاهیم مدرن طراحی انسان‌محور در چند دههٔ اخیر شکل گرفته است، می‌تواند در آموزش‌های تخصصی و عالی، پلی میان نوگرایی بومی و فلسفهٔ طراحی انسان‌محور ایجاد کند.
  3. علاوه بر آن‌که، مانند نوگرایی بومی و فلسفهٔ طراحی انسان‌محور، تاب‌آوری و پایداری نیز باید بخش مهمی از آموزش عمومی و تخصصی و ذهنیت مدیریتی در ایران باشند، این مفاهیم باید به‌عنوان اصلی بنیادین هنگام طراحی هر سامانه‌ای، شامل سازمان‌ها، سیاست‌گذاری‌ها در مقیاس کلان، و محصولات و خدمات در مقیاس خرد، در نظر گرفته شوند. در واقع، منطق راهبردی ترویج و نهادینه‌سازی طراحی تاب‌آور و پایدار، مشابه طراحی انسان‌محور است و با ژرف‌نگاری آن در آموزش عمومی، رویه‌ها، استانداردها و قوانین تحقق می‌یابد.

برای اجرای این فرآیندها، سیاست‌گذاری‌های کلیدی در سه بُعدِ قوانین، آموزش و توجیه‌پذیری اقتصادی انجام خواهد شد:

  1. مفاهیم مربوط به نوگرایی بومی، طراحی انسان‌محور و طراحی برای تاب‌آوری و پایداری به‌عنوان پایه‌های راهبردی، در رویه‌ها، قوانین و استانداردها نهادینه شوند. به‌ویژه در مباحث مربوط به طراحی انسان‌محور و طراحی تاب‌آور و پایدار، این رویکرد باید به‌گونه‌ای باشد که بهره‌مندی از سامانه‌ها، خدمات و محصولاتِ دسترس‌پذیر، فراگیر، پایدار و تاب‌آور — چه از نظر اجتماعی و چه از نظر محیط‌زیستی — جزو حقوق شهروندی ایرانیان تلقی شود.
  2. هم‌زمان، آموزش طراحی مبتنی بر سه پایهٔ راهبردیِ یادشده — یعنی نوگرایی بومی، طراحی انسان‌محور و طراحی تاب‌آور و پایدار — باید در همهٔ سطوح آموزش پایه و عمومی، آموزش عالی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، و همچنین در ملزومات آموزشی مدیران رده‌های میانی و بالای بخش‌های دولتی و عمومی به‌صورت مشخص و مؤثر گنجانده شود. بخش دیگری از آموزش، فعالیت‌های ترویجی برای آگاه‌سازی عمومی است که می‌تواند طیف وسیعی از رویدادها، نمایشگاه‌ها، مسابقه‌های طراحی ملی و بین‌المللی، فرآیندهای رسانه‌ای، تولید محتوا و آموزش‌های کوتاه‌مدت را دربرگیرد.
  3. در نهایت، موفقیت سیاست‌های مرتبط با قوانین، رویه‌ها و آموزش، علاوه بر سنجش رضایت شهروندان و کیفیت زندگی، باید با اثرگذاری اقتصادی نیز ارزیابی شود. در بخش‌های دولتی، طراحی باید با ساده‌سازی و بهبود دسترسی به خدمات عمومی، بهره‌وری را افزایش و هزینه‌ها را کاهش دهد تا قوانین و آموزش‌ها پایدار بمانند. در بخش خصوصی، این سیاست‌ها باید به حضور مؤثر طراحی در کسب‌وکارهای ایرانی و افزایش رقابت‌پذیری جهانی آن‌ها بینجامند. همچنین، ارزیابی مداوم نقش و سطح حضور طراحی — به‌عنوان فعالیت، روند یا راهبرد — و ارتباط آن با سودآوری و مهارت‌های مورد نیاز، باید در سنجش موفقیت سیاست‌های آموزشی، به‌ویژه در آموزش عالی و فنی‌وحرفه‌ای، لحاظ شود.

برای اجرای این سیاست‌های کلیدی، با نگاهی به تجربه‌های موفق جهانی، دو نهاد مهم برای پیشبرد آن‌ها ضروری‌اند:

نخست، نهادی که به‌عنوان بخشی از دولت تعریف شود و بتواند با بخش‌های مختلف حکمرانی، همکاری مستقیم داشته باشد. این نهاد باید موفقیت گام‌های عملی اجرای راهبرد را پایش و سنجش کند و به‌ویژه از گنجاندن سه پایهٔ راهبردی طراحی در خدمات و رویه‌های دولتی اطمینان حاصل نماید. در این سند، به‌صورت موقت و با نگاهی به عناوین مشابه در سایر کشورها، آن را «دفتر طراحی دولت ایران» می‌نامیم.

دوم، نهادی عمومی و غیرانتفاعی با هیئت امنای مستقل، که بتواند با بخش‌های خصوصی، انجمن‌های صنفی و شهروندان در ارتباط باشد و از طریق فعالیت‌های ترویجی، آگاهی عمومی از طراحی و نیز تأثیر آن را در کسب‌وکارهای ایرانی افزایش دهد. این نهاد، با جلب مشارکت مردم و کسب‌وکارهای ایرانی، می‌تواند به ارتقای کیفیت و اثرگذاری طراحی ایرانی یاری رساند. در این سند، به‌صورت موقت و با نگاهی به عناوین مشابه در سایر کشورها، آن را «خانه طراحی ایران» می‌نامیم.

در این سند، هرچند به نقش تسهیل‌گری و راهبری این نهادها در برخی از راهبردها اشاره شده است، اما از تعیین و تفکیک دقیق وظایف این دو نهاد و مشخص‌کردن راهبر برای هر راهبرد خودداری شده است؛ چراکه تعیین این جزئیات در این مرحله و پیش از شکل‌گیری این نهادها امکان‌پذیر نیست.

در ادامه، راهبرد طراحی ایران با بررسی شرایط کنونی، چشم‌انداز مطلوب، گام‌های اصلی در مسیر رسیدن به چشم‌انداز، سنجه های موفقیت راهبرد و تأثیر مورد انتظار، در شش بخش اصلی شرح داده می‌شود: حکمرانی، هویت، اقتصاد، آموزش و پژوهش، تاب‌آوری و پایداری، اخلاق و مسئولیت‌پذیری.

بخش نخست: حکمرانی

شرایط کنونی

  • به‌دلیل فقدان طراحی، مواجههٔ شهروندان با حکمرانی عموماً تجربه‌ای خوشایند نیست؛ تجربه‌ای که به بی‌اعتمادی و گاه دل‌زدگی از ساختارهای حکمرانی منجر می‌شود. رویه‌ها، خدمات، سازمان‌ها و سامانه‌ها غالباً با نیازها و محدودیت‌های واقعی مردم هماهنگ نیستند و معمولاً بر پایهٔ الزامات اداری و ساختارهای سازمانی طراحی شده‌اند، نه بر محور انسان.
  • مراحل انجام امور اداری پیچیده، دشوار، غیرشفاف و دارای مراحل غیرضروری است که اغلب سناریوهای خاص و استثنایی را پیش‌بینی نکرده‌اند. این وضعیت موجب طولانی‌شدن یا انسداد فرآیندها، افزایش مراجعهٔ حضوری، رشد شکایات، گسترش فساد از طریق ایجاد مسیرهای غیررسمی، و در نهایت افزایش هزینه‌ها و کاهش کارایی و بهره‌وری می‌شود.
  • قوانین، چارچوب‌ها یا استانداردهای مشخصی برای طراحی رویه‌ها، خدمات، سازمان‌ها و سامانه‌های حکمرانی وجود ندارد. همچنین سازوکار فراگیری برای ارزیابی تجربهٔ شهروندان در تعامل با نهادهای عمومی تعریف نشده است. مفاهیمی همچون «تکریم ارباب‌رجوع» غالباً به‌صورت شعاری و غیراجرایی مطرح می‌شوند و حتی زبان به‌کاررفته در این حوزه با زبان ارتباطی و فرهنگی مردم امروز ایران بیگانه است و یادآور روابط پیشامدرن است.
  • مفاهیم طراحی فراگیر و کاربردپذیری تقریباً در خدمات عمومی غایب‌اند، و این فقدان، تبعیض را نهادینه می‌کند. ویژگی‌های بدنی یا شناختی افراد به‌سادگی دسترسی آنان به بسیاری از خدمات عمومی را محدود می‌سازد؛ برای مثال، توان‌خواهان جسمی در بیشتر فضاهای عمومی دسترسی کافی ندارند و خدمات دیجیتال برای توان‌خواهان شناختی دشوار یا غیر قابل استفاده است. افزون بر این، پیش‌زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی نیز سبب نابرابری در دسترسی به خدمات عمومی می‌شود.

چشم‌انداز مطلوب

  • طراحی انسان‌محور در تمامی رویه‌ها، خدمات، سازمان‌ها و سامانه‌های مرتبط با حکمرانی با هدف ایجاد تجربه‌ای خوشایند، کارآمد و برابر برای شهروندان در تعامل با نظام حکمرانی.
  • دسترسی آسان، فراگیر و برابر برای همهٔ شهروندان به تمامی خدمات و اطلاعات بخش‌های مختلف حکمرانی، فارغ از ویژگی‌های بدنی یا شناختی، پیش‌زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و محل زندگی.
  • مشارکت آگاهانهٔ شهروندان در طراحی رویه‌ها، خدمات، سازمان‌ها و سامانه‌های مرتبط با حکمرانی که بر زندگی آنان اثرگذار است.

گام‌های اصلی

  • تدوین استاندارد ملی طراحی انسان‌محور برای خدمات و رویه‌های عمومی.
  • وضع قوانین اجرایی برای پیاده‌سازی طراحی انسان‌محور، شامل مفاهیم طراحی فراگیر و کاربردپذیر و نیز راهبردها و ابزارهای مشارکت شهروندان در طراحی.
  • الزام مدیران رده‌های میانی و بالای بخش‌های عمومی به گذراندن دوره‌های طراحی انسان‌محور به‌عنوان شرط استخدام یا ارتقا، با هدایت «دفتر طراحی دولت ایران».
  • تعریف حقوق مشخص برای شهروندان در صورت فقدان دسترسی مناسب یا تجربهٔ ناخوشایند از خدمات عمومی؛ به رسمیت شناختن «تجربهٔ خوب و دسترسی برابر» به‌عنوان حق شهروندی.
  • تعیین بازه‌های زمانی مشخص برای اجرا، سنجش و بازبینی استانداردها و قوانین (برای نمونه، دوره‌های سه‌ساله یا پنج‌ساله).
  • ارزیابی شفاف تجربهٔ شهروندان در استفاده از خدمات عمومی و انجام فرآیندهای اداری، با انتشار عمومی و آزاد نتایج. این ارزیابی باید شامل تحلیل جداگانهٔ تجربهٔ گروه‌هایی باشد که ممکن است به‌دلیل ویژگی‌های خاص، دسترسی نابرابر به خدمات داشته باشند؛ از جمله توان‌خواهان، سالمندان و ساکنان مناطق با درآمد پایین.
  • تشکیل کارگروه‌های سطح عالی در ساختار تصمیم‌گیری کشور برای پیگیری، بازبینی و کنترل شاخص‌های مرتبط با اجرای قوانین، با هدایت «دفتر طراحی دولت ایران».

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  • سنجش میزان رضایت عمومی از تجربهٔ تعامل با رویه‌ها، سازمان‌ها، خدمات و سامانه‌های حکمرانی با روش‌های کمی و کیفی.
  • ارزیابی جداگانهٔ رضایت گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه توان‌خواهان، با استفاده از شاخص‌های کمی و کیفی.
  • اندازه‌گیری زمان صرف‌شده برای انجام فرآیندهای اداری در سازمان‌ها و وزارتخانه‌های خدمات عمومی، به‌منظور ارزیابی کارایی و بهینه‌سازی فرآیندها.

تأثیر مورد انتظار

  • افزایش رضایت عمومی از حکمرانی.
  • تقویت اعتماد عمومی به نهادهای حکمرانی.
  •  ارتقای کارایی و بهره‌وری خدمات عمومی از طریق کوتاه‌تر شدن و ساده‌سازی رویه‌ها.
  • استفادهٔ بهینه از سرمایهٔ اجتماعی با تسهیل دسترسی همهٔ شهروندان — به‌ویژه توان‌خواهان و ساکنان مناطق کم‌درآمد — به اطلاعات و خدمات عمومی.
  • تغییر برداشت عمومی از خدمات عمومی: از ساختاری غیر قابل اعتماد، تحمیل‌گر، ناکارآمد، بیگانه و ناخوشایند، به ساختاری قابل اعتماد، پاسخ‌گو، کارآمد، آشنا و دل‌پذیر.

بخش دوم: هویت

شرایط کنونی

  •  نبود هویت بصری و مفهومی منسجم، قابل‌تشخیص، متمایز، معنادار و مثبت در نمادهای رسمی و ملی، فضاهای عمومی و سایر عناصری که ایران را به‌صورت رسمی و عمومی نمایندگی می‌کنند.
  • نبود هویتی مشخص برای تمایز محصولات و خدمات ایرانی در بازارهای داخلی و جهانی.
    تصویر بین‌المللی عمدتاً منفی از ایران، به‌دلیل تأثیرات سیاسی و فقدان تلاش سازمان‌یافته برای زدودن کلیشه‌های منفی در طراحی آنچه از ایران عرضه می‌شود یا ایران را معرفی می‌کند.
  • عدم تمایز میان ایران و سایر کشورهای منطقه، با وجود تفاوت‌های واقعی فرهنگی، تاریخی، زبانی و سیاسی.
  • ناتوانی محصولات ایرانی در بهره‌گیری از مزیت «کشور مبدأ» به‌سبب نبود خط هویتی روشن و تصویر منفی از ایران.
  • کاهش حس تعلق و اعتماد به نمادهای رسمی و ملی، فضاهای عمومی و دیگر عناصر معرف ایران در میان شهروندان، و بروز اختلاف‌نظر درباره نمادهای نمایندهٔ ایران به‌علت فقدان سیاست و راهبردی منسجم و نبود نمادهایی ریشه‌دار که در عین پیوند با گذشته، با شرایط امروز ایران و جهان نیز هم‌خوان باشند.

چشم‌انداز مطلوب

  • هویتی مثبت، پیوسته، در عین حال بازتاب‌دهندهٔ تنوع فرهنگی و قابل‌تشخیص از ایران، در گستره‌ای وسیع از طراحی نمادهای رسمی و ملی، نشان‌های تجاری، محصولات، خدمات، سامانه‌ها، تجربه‌ها و فضاهای ایرانی شکل گیرد.
  • این هویت به‌صورت مشارکتی و نه دستوری از بالا، با همکاری جامعهٔ طراحی، کسب‌وکارها و شهروندان علاقه‌مند پدید آید و در گذر زمان به‌روز شود.
  • ایران از رهگذر طراحیِ آورده‌های خود ـ از محصولات و خدمات گرفته تا نمادهای رسمی ـ به شکلی مثبت از دیگر کشورها، به‌ویژه کشورهای همسایه، متمایز گردد؛ به‌گونه‌ای که مردم در سایر نقاط جهان بتوانند نمادهای رسمی و ملی ایران یا محصولات ایرانی را به‌آسانی تشخیص دهند.
  • تأثیر «کشور مبدأ» بر فروش محصولات و خدمات ایرانی و بر دریافت کاربران داخلی و خارجی از این آورده‌ها مثبت باشد و به افزایش سودآوری آن‌ها بینجامد.
  • شهروندان ایرانی، فارغ از پیش‌زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منطقه‌ای خود، نمادهای رسمی و عمومی ایران را زیبا، هم‌ساز با هویت خویش و متعلق به خود بدانند و این نمادها را در تضاد با بروز هویت فردی یا گروهی‌شان احساس نکنند.
  • در محصولات و خدمات ایرانی، طراحان بتوانند همچون برخی کشورهای پیشرو در عرصهٔ طراحی، از سطح بصری و فرمی فراتر روند و مفاهیم فرهنگی یا فلسفی ایرانی را در قالب طراحیِ تجربه، معنا، طراحی دگرگون‌ساز یا نوآوری در بهره‌گیری از فناوری عرضه کنند.

گام‌های اصلی

  • فرآیندی با راهبری «خانه طراحی ایران» برای تدوینِ چارچوب ملی هویت طراحی ـ در سطوحِ طراحی بصری و فرمی، طراحی تجربه، طراحی معنا و طراحی دگرگون‌ساز ـ باید در روندی مشارکتی میان طراحان، پژوهشگران، سازمان‌های دولتی و کسب‌وکارها، بر پایهٔ داده‌های جمع‌آوری‌شده از مردم ایران دربارهٔ هویت خود و تصویر جهانی کشور، و با تکیه بر «نوگرایی بومی» شکل گیرد؛ به‌گونه‌ای که این چارچوب هم پیوستگی تاریخی با ایران داشته باشد و هم با آیندهٔ ایران و نوسازی آن هماهنگ باشد.
  • رعایت این چارچوب برای طراحی نمادها، فضاها، خدمات، تجربه‌ها و سامانه‌هایی که مورد استفادهٔ بخش بزرگی از مردم‌اند یا ایران را به‌صورت رسمی در سطح جهانی نمایندگی می‌کنند، و نیز برای محصولات و خدمات راهبردی ایران، الزامی است. برای سایر موضوعات طراحی، بهره‌گیری از این چارچوب از طریق برنامه‌های آموزشی و ترویجی تشویق می‌شود.
  • این چارچوب می‌تواند در هر دهه مورد بازبینیِ جزئی قرار گیرد تا، بی‌آن‌که پیوستگی هویتی از میان برود، بر پایهٔ شرایط کشور و جهان به‌روز شود.
  • پایش و پژوهش نظام‌مند دربارهٔ ادراک مردم ایران از هویت کنونی کشور و تصویر مطلوب آنان از آینده، هم‌زمان با سنجش دریافت مردم سایر کشورها از هویت ایران و برداشت آنان از نمادها و آورده‌های ایرانی، صورت گیرد.
  • ارتقای سواد بصری عمومی، همراه با آموزش مفاهیم هویتی در سطوح نمادین و بصری در مدارس، برای بهبود تدریجی سلیقهٔ عمومی دنبال شود.
  • پروژه‌های تحقیقاتی با هدف استخراج و روزآمدسازی مفاهیم فرهنگی و فلسفی ایرانی هم‌ساز با فلسفهٔ فناوری معاصر تأمین و پشتیبانی شوند.
  • در برنامه‌های تحصیلی رشته‌های مرتبط با فناوری، طراحی و مهندسی، آموزش فهم عمومی از فلسفهٔ فناوری و نوآوری در سطح جهانی، در کنار فهم فلسفهٔ ایرانی و پیوند آن با ساخته‌ها و فناوری‌های ایرانی در طول تاریخ گنجانده شود.
  • برنامه‌های ترویجی در داخل و خارج از کشور، از جمله مسابقات و نمایشگاه‌های طراحی، با تمرکز بر نمونه‌های موفق طراحی یا فناوری که بر پایهٔ مفاهیم فرهنگی و فلسفی ایرانی شکل گرفته‌اند، برگزار شوند.

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  • پایش دیدگاه شهروندان دربارهٔ میزان ارتباط نمادهای رسمی، خدمات عمومی و محصولات ایرانی با هویت ملی، و سنجش احساس رضایت و تعلق آنان نسبت به این نمادها.
  • سنجش تأثیر «کشور مبدأ» بر بهبود نگرش به محصولات ایرانی در بازارهای خارجی و میزان اثر آن بر فروش.
  • ارزیابی قابلیت تمایز نمادها و محصولات ایرانی برای کاربران داخلی و خارجی.
  • ارزیابی تعداد محصولات یا فناوری‌های توسعه‌یافته بر پایهٔ مفاهیم فلسفی و فرهنگی ایرانی، و میزان موفقیت تجاری یا تأثیرگذاری آن‌ها در شرایط استفادهٔ واقعی.

تأثیر مورد انتظار

  • ایجاد هویت ملیِ پیوسته و متمایز در طراحی نمادها، محصولات، خدمات، سامانه‌ها و دیگر ساخته‌های ایران، به‌گونه‌ای که با وجود تنوع فرهنگی کشور، برای اکثریت شهروندان دل‌پذیر، آشنا و هم‌ساز با زمانه باشد و در عین حال پیوستگی تاریخی را نیز بازتاب دهد.
  • پیاده‌سازی مفاهیم فرهنگی و فلسفی ایرانی در توسعهٔ سامانه‌ها، فناوری‌ها، محصولات و خدمات، به شکلی که در دنیای واقعی تأثیر مثبت داشته باشند، در بازارهای خارجی نیز جذاب و کارآمد باشند و تصویری مثبت و ماندگار از ایران ارائه کنند.
  • تقویت اثر مثبت «ساخت ایران» بر دریافت، پذیرش و موفقیت تجاری محصولات و خدمات ایرانی در بازارهای جهانی.
  • امکان تشخیص و تمایز آسان نمادها، محصولات و سایر ساخته‌های ایرانی از تولیدات سایر کشورها، به‌ویژه کشورهای همسایه، توسط مردم مناطق مختلف جهان.

بخش سوم: اقتصاد

شرایط کنونی

  • محصولات و خدمات ایرانی به‌طور نظام‌مند و در سطح راهبردی از توان نهفته طراحی به‌عنوان یک ابزار برای افزایش پایدار سودآوری تجاری نه در داخل و نه در خارج از کشور بهره نمی‌برند.
  • بازار خدمات طراحی نسبت به کل بازار خدمات در ایران بسیار ناچیز است.
  • طراحی ایران در دنیا شناخته شده نیست، در نتیجه صادرات خدمات طراحی به سایر نقاط دنیا تقریباً وجود ندارد.

چشم‌انداز مطلوب

  • کسب‌وکارهای ایرانی، چه آن‌هایی که محصولات و خدماتی را برای مصرف‌کننده ارائه می‌کنند و چه آن‌هایی که با محصولات یا خدماتی سروکار دارند که مخاطبان آن‌ها عموم مردم نیستند یا از الگوی کسب‌وکار به کسب‌وکار پیروی می‌کنند، همگی باید از طراحی بهره ببرند. به این معنا که در پایین‌ترین سطح، طراحان با تخصص‌های مرتبط با هر کسب‌وکار جزو ساختار سازمانی آن باشند یا فرآیند دائمی طراحی بخشی از رویه همیشگی کسب‌وکار شود، و در بالاترین سطح، طراحی ـ به‌ویژه رویکرد طراحی انسان‌محور ـ در سطح راهبردی مدل تجاری و جهت‌دهی به ارائه محصولات یا خدمات نقش‌آفرین باشد.
  • حجم خدمات مرتبط با طراحی به سطحی نزدیک به کشورهای توسعه‌یافته برسد و این بخش بتواند، علاوه بر خلق ارزش غیرمستقیم، به‌صورت مستقیم نیز در صادرات خدمات نقش داشته باشد.
  • دفاتر طراحی ایرانی در زمینه‌های مختلف قادر باشند محصولات شاخصی در سطح جهانی طراحی کنند؛ برای نمونه، محصولات و خدمات پرفروش، بناها یا فضاهای متمایز در نقاط مختلف جهان، یا طرح‌هایی که از سوی منتقدان یا در مسابقه‌های معتبر طراحی مورد توجه ویژه قرار می‌گیرند.

گام‌های اصلی

  • برنامه‌های ترویجی هدفمندی برای آشنایی کسب‌وکارها با سطوح مختلف بهره‌گیری از طراحی تدوین شود و همراه با مشوق‌های مالی، حمایتی یا مالیاتی برای کسب‌وکارهایی که از طراحی بهره می‌برند اجرا گردد؛ و هم‌زمان با این برنامه، «جایزه ملی طراحی» با زیرشاخه‌های به‌روز و متنوع برای شناسایی و معرفی طراحی‌های شاخص ایرانی شکل گیرد. «خانه طراحی ایران» می‌تواند نقش راهبری را در این زمینه بر عهده گیرد.
  • چارچوبی بر پایه میزان بهره‌گیری از طراحی و رویه‌های طراحی، با تکیه بر اصول راهبردی نوگرایی بومی، طراحی انسان‌محور و طراحی تاب‌آور و پایدار تدوین شود. محصولات، خدمات، سامانه‌ها یا فضاهایی که با رعایت این چارچوب خلق می‌شوند، می‌توانند نشانی با عنوان «طراحی خوب» دریافت کنند. هم‌زمان، برنامه‌های ترویجی برای آگاه‌سازی عموم از معنای این نشان اجرا شود تا این نشان به‌تدریج هم اعتماد عمومی به نقش طراحان را افزایش دهد و هم ارزش افزودهٔ تجاری برای کسب‌وکارهایی که آن را به دست می‌آورند ایجاد کند.
  • میزان و سطح بهره‌گیری از طراحی، به همراه شاخص‌های موفقیت کسب‌وکارها، به‌صورت منسجم و نظام‌مند پایش شود.
  • «خانه طراحی ایران» با اجرای برنامه‌های ترویجی، کسب‌وکارها را نسبت به چگونگی شرکت و کسب موفقیت در مسابقات جهانی طراحی یا سایر رویدادها و فعالیت‌هایی که به ارائهٔ بهتر دستاوردهای طراحی آن‌ها کمک می‌کند و نیز تأثیر این فعالیت‌ها بر موفقیت تجاری محصولات یا خدماتشان، آگاه سازد.

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  • رسیدن سهم طراحی در تولید ناخالص بخش خدمات ایران به ۳ درصد طی پنج سال و ۶ درصد طی یک دهه هدف‌گذاری شود. هدف ۶ درصد بر پایهٔ سهم طراحی در اقتصاد خدمات کشورهای توسعه‌یافته تعیین شده است.
  • رساندن طراحی به سطح راهبردی در نیمی از کسب‌وکارهای بزرگ ایرانی که بیش از ده‌هزار نفر نیرو دارند.
  • مشاهدهٔ رشد نسبی مداوم و سالانه در صدور خدمات طراحی.
  • مشاهدهٔ ارتباط معنادار میان سودآوری کسب‌وکارها و میزان بهره‌گیری از طراحی در آن‌ها بر اساس پایش‌های انجام‌شده.
  • مشاهدهٔ موفقیت تجاری معنادار در کسب‌وکارهایی که موفق به دریافت نشان «طراحی خوب» شده‌اند.
  • مشاهدهٔ رشد نسبی مداوم و سالانه در کسب جوایز و سایر دستاوردهای شاخص توسط کسب‌وکارهای ایرانی.

تأثیر مورد انتظار

  • طراحی به‌عنوان عاملی اثرگذار در کسب‌وکارها، حتی در مدل‌های تجاری و کسب‌وکارهای فناورانهٔ سطح بالا با ارتباط اندک با مصرف‌کنندهٔ نهایی، شناخته شود و اکثریت غالب کسب‌وکارهای ایرانی از ظرفیت طراحی بهره بگیرند.
  • کسب‌وکارهای بزرگ و مطرح ایرانی از طراحی در سطح راهبردی استفاده کنند.
  • طراحی بتواند به‌صورت واقعی و سنجش‌پذیر بر سودآوری کسب‌وکارهای ایرانی تأثیر بگذارد.
  • همانند کشورهای توسعه‌یافته و پیشرو، طراحی در ایران نیز به بخشی مهم از اقتصاد خدمات و سهمی قابل‌توجه از تولید ناخالص ملی تبدیل شود.

بخش چهارم : آموزش و پژوهش

شرایط کنونی

  • طراحی در آموزش عمومی غایب است و فاصلهٔ چشمگیری در سطح محتوا، ساختار و رویکرد آموزشی میان ایران و کشورهای توسعه‌یافته و صاحبِ فناوری در این حوزه وجود دارد. با پایان دورهٔ متوسطه، نگرش امروزی نسبت به طراحی در ذهن دانش‌آموزان شکل نمی‌گیرد. برخی رشته‌هایی که در شاخه‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش عنوان «طراحی» دارند، عمدتاً بر آموزش هنری به شیوهٔ سنتی و مهارت‌محور تأکید می‌کنند و مفاهیم پایه‌ای مانند ارتباط فناوری و انسان، فرآیند طراحی یا گرایش‌ها و کاربردهای کلی طراحی در آن‌ها آموزش داده نمی‌شود. در شاخهٔ نظری نیز، که اکثریت ورودیِ رشته‌های مرتبط با طراحی مانند طراحی صنعتی، مهندسی معماری و طیف گسترده‌ای از رشته‌های مهندسی در دانشگاه‌ها از آن تأمین می‌شود، مبحث طراحی به‌طور کلی غایب است.
  • آموزش عالی و حرفه‌ای طراحی در ایران ساختار پیوسته و منسجمی ندارد و ارتباط بین‌رشته‌ای در آن دیده نمی‌شود. بخش عمده‌ای از این آموزش در زیرگروهِ هنر محدود شده است؛ ساختاری که گاه ریشه در بیش از نیم قرن پیش دارد و بر پایهٔ تمرین، ممارست و تکنیک‌های ارائه بنا شده است، بدون آن‌که مهارت‌های تحلیلی لازم را به دانشجویان بیاموزد. هم‌زمان، در شاخهٔ مهندسی نیز درک عمیقی از رویکرد انسان‌محور، فرآیند طراحی، تأثیرات اجتماعی طراحی و رویکردهای تحلیلیِ کیفی و نسبت آن‌ها با فلسفهٔ فناوری وجود ندارد و مفهوم طراحی معمولاً به محاسبات فنی و نگاه جزئی‌نگر محدود می‌شود.
  • در سایر رشته‌ها نیز درک لازم از طراحی ــ که می‌تواند بر عملکرد، ارتباط بین‌رشته‌ایِ فارغ‌التحصیلان و طراحان، و همچنین بر نحوهٔ حل مسئله در دنیای واقعی و شکل‌دهی تجربهٔ انسان‌ها تأثیر بگذارد ــ غایب است.
  • در آموزش‌های کاربردی و حرفه‌ای، تمرکز اصلی بر یادگیری ابزارهای سختِ طراحی، مانند نرم‌افزارهاست و معمولاً درکی از فرآیند و مفاهیم بنیادین طراحی وجود ندارد.
  • پژوهش دانشگاهیِ طراحی اغلب به‌صورت فردی توسط اعضای هیئت علمی انجام می‌شود و پروژه‌های بزرگ، طولانی‌مدت و دارای بودجهٔ متمرکز بر طراحی تقریباً وجود ندارد.
  • پژوهش صنعتیِ طراحی نیز به‌صورت گسترده وجود ندارد و تنها در قالب تحقیق و توسعه یا پژوهش‌های کاربردی در شمار محدودی از کسب‌وکارها، آن‌هم با تمرکز بر پروژه‌های خرد و کوتاه‌مدتِ تجاری در حوزه‌هایی مانند فناوری اطلاعات و ارتباطات، خودرو یا لوازم خانگی انجام می‌شود. این روند معمولاً نظام‌مند و پایدار نیست و صنایع به‌طور مشخص پژوهشگران طراحی را، همان‌گونه که در صنایع فناورانهٔ کشورهای توسعه‌یافته رایج است، استخدام نمی‌کنند. در نتیجه، این تحقیقات پراکنده و کوتاه‌مدت اغلب توسط خودِ طراحان یا مهندسان انجام می‌شود.
  • بخش بزرگی از نیروی انسانیِ آموزش‌دیده در دانشگاه‌ها یا دوره‌های حرفه‌ای در مشاغل مرتبط با تخصصی که آموخته‌اند مشغول به کار نمی‌شوند.

چشم‌انداز مطلوب

  • طراحی از دورهٔ ابتدایی در ساختار آموزشی حضور داشته باشد و تمامی افرادی که موفق به پایان دورهٔ متوسطه می‌شوند، صرف‌نظر از شاخه و گرایش تحصیلی، با مفاهیم پایه و نظریِ طراحی ــ به‌ویژه پایه‌های راهبردیِ نوگراییِ بومی، طراحیِ انسان‌محور، پایداری و تاب‌آوری ــ آشنایی داشته باشند.
    در آموزش عالی، طراحی به‌عنوان یک شاخهٔ مستقل شناخته شده باشد و آموزش آن، چه برای گرایش‌های مختلف طراحی و چه برای رشته‌های مهندسی که واحدهای طراحی را می‌گذرانند، از حالت عملی و تجربه‌محور یا آموزشِ محاسباتیِ صرف به سمت آموزش علمی و شواهدمحور، بر مبنای دانش نظری طراحی، سوق پیدا کرده باشد.
  • در دانشگاه‌های معتبر و باسابقه در آموزش طراحی، مانند دانشگاه تهران، پردیس‌ها یا مدارسِ طراحی شکل بگیرند که طیف گسترده‌ای از آموزش‌های طراحی و پروژه‌های پژوهشی را در فضای بین‌رشته‌ای ارائه کنند و بتوانند در رتبه‌بندی جهانی آموزش طراحی دست‌کم در سطح منطقه‌ای سرآمد باشند.
    واحدهای عمومی و انتخابی طراحی، مانند طراحی انسان‌محور یا طراحی برای پایداری و تاب‌آوری، در دانشگاه‌ها در اختیار دانشجویان تمامی رشته‌ها قرار گیرد.
  • شرکت‌های فناوری ایرانی و مشاوران طراحی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل‌گیریِ آموزش‌های کوتاه‌مدتِ حرفه‌ایِ طراحی، با هدف تأمین مستقیمِ نیروی انسانی و با تمرکز بر آخرین مهارت‌های موردنیاز بازار کار، مشارکت کنند. این آموزش‌ها می‌تواند دو سویهٔ اصلی داشته باشد: سویهٔ نخست، بازآموزی و ارتقای مهندسان، مدیران و سایر متخصصانِ حاضر در بازار کار از طریق آشنایی آنان با مفاهیم پژوهشی یا راهبردی طراحی، به‌نحوی که بتوانند مهارت‌های سختِ کنونی خود را با این دیدگاه ترکیب کنند و تخصص خود را با نگرشی طراحانه و انسان‌محور پیاده‌سازی کنند؛ و سویهٔ دوم، آموزش کمک‌طراحانی است که به‌واسطهٔ یک یا چند مهارت سخت، مانند نمونه‌سازی دیجیتال یا فیزیکی یا تولید محتواهای چندرسانه‌ای، جذب بازار کار می‌شوند اما هم‌زمان با داشتن این مهارت‌ها، فهم اولیه‌ای از مفاهیم پایه و نظری طراحی نیز دارند و هم می‌توانند در فعالیت خود بازدهی و کیفیت بالاتری داشته باشند و هم با کسب تجربه طی چند سال به طراحانی با توان تحلیل و مدیریت تبدیل شوند.
  • همان‌گونه که آموزش طراحی در آموزش عالی به‌عنوان یک شاخهٔ مستقل شناخته می‌شود، بودجه‌های پژوهشی مستقلی نیز با تمرکز بر طراحی به‌عنوان محور اصلی پژوهش وجود داشته باشد؛ به‌ویژه در زمینه‌هایی مانند تاب‌آوری و پایداری که نتایج پژوهش می‌تواند برای عموم مردم سودمند باشد. این پروژه‌ها با رویکردی بین‌رشته‌ای و با امکان مشارکت کسب‌وکارها یا سایر سازمان‌ها و نهادهای مرتبط تعریف شوند و خروجی آن‌ها به گزارش‌های مکتوب محدود نباشد، بلکه طراحیِ انواع سامانه‌ها یا ایجاد ابزارها، روندها یا منابعی که بتوانند در عمل به طراحی‌های آینده کمک کنند، همچنین نظریه‌های جدید طراحی نیز جزو نتایج این پروژه‌ها تعریف شود.
  • برای تسهیل و توسعهٔ پژوهش طراحی با کاربردهای صنعتی، بودجه‌های پژوهشیِ تعریف‌شده برای دانشگاه‌ها آن‌ها را ملزم به همکاری با کسب‌وکارها کند؛ به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که توانایی به‌کارگیری پژوهشگران طراحی را ندارند. نهادی مانند «خانهٔ طراحی ایران» نیز فعالیت‌های ترویجی و آموزش‌های سازمانی برای کسب‌وکارهای ایرانی ارائه دهد تا آن‌ها را به بهره‌گیری از پژوهش طراحی به‌عنوان بخشی از راهبرد نوآوری خود ترغیب کند.
    در رشته‌های دانشگاهی طراحی، واحدهای مرتبط با پژوهش طراحی با توجه به مهارت‌های لازم برای پژوهش طراحی در صنعت تعریف شوند.
  • اکثریت فارغ‌التحصیلان رشته‌های مرتبط با طراحی بتوانند یک سال پس از فارغ‌التحصیلی مشغول به کار شوند و از این میان، بیش از نیمی از آن‌ها در حرفه‌های کاملاً مرتبط به‌کار گرفته شوند.

گام‌های اصلی

  • برنامهٔ درسی جامعی برای آموزش طراحی در آموزش عمومی، همراه با تربیت آموزگارانِ موردنیاز از دورهٔ ابتدایی تا پایان دورهٔ متوسطه تدوین شود و در دورهٔ متوسطه نیز تلاش گردد تا همهٔ شاخه‌ها، از جمله شاخهٔ نظری، درک درستی از مفاهیم پایهٔ طراحی پیدا کنند.
    کارگروهی ملی با همکاری دانشگاه‌های مختلف کشور که ارائه‌دهندهٔ رشته‌های طراحی هستند تشکیل شود و طرح جامعی برای دگرگونیِ ساختاری و محتواییِ آموزش طراحی، همچنین دوره‌های بازبینی و کنترل پیشرفت این طرح تدوین شود؛ طرحی که شامل بازتعریف رشته‌های موجود طراحی، چارچوب‌های کلی برای واحدهای عمومی و اختیاری، و نیز چارچوبی برای تأسیس مدارس یا پردیس‌های مستقل طراحی و اولویت فعالیت‌های آن‌ها به‌منظور موفقیت در رتبه‌بندی‌های جهانی باشد. این کارگروه همچنین می‌تواند چارچوب بودجهٔ ملی برای پژوهش طراحی، با تمرکز بر سه پایهٔ راهبردی این سند، به همراه معیارهایی برای سنجش تأثیر عملی و ملموس پروژه‌های تحقیقاتی بر جامعه و اقتصاد تهیه و به دولت ارائه کند.
  • فرآیند ورود کسب‌وکارها به آموزش حرفه‌ای و زودبازده طراحی تسهیل شود و هم‌زمان سازوکاری تدوین شود تا اطمینان حاصل شود این آموزش‌ها نه برای فروش آموزش، بلکه برای جذب یا ارتقای نیروی کار در این کسب‌وکارها طراحی شده‌اند.
    پایش سالانه‌ای از کسب‌وکارها دربارهٔ مهارت‌های موردنیاز و نیز نقاط قوت و ضعف فارغ‌التحصیلانِ دانشگاه‌ها یا برنامه‌های آموزشی مختلف طراحی انجام شود و نتایج آن به‌صورت عمومی در دسترس قرار گیرد تا انگیزه و آگاهی بیشتری برای دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی در جهت بهبود کیفیت آموزش ایجاد شود. این پایش می‌تواند همراه با برنامه‌های ترویجی و با راهبری «خانهٔ طراحی ایران» اجرا شود؛ برای نمونه از طریق بازدیدهای متقابل از دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی موفق طراحی در سطح جهان و برگزاری کارگاه‌های مشترک میان بخش‌های مختلف صنعت، دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی.

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  • سنجش مستقلی با کمک نمونه‌گیریِ علمی از فارغ‌التحصیلانِ آموزش متوسطه به‌منظور ارزیابی فهم عمومی آن‌ها از طراحی انجام شود.
  • رشد سالانه و نسبیِ دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندیِ رشته‌های طراحی محقق شود و این دانشگاه‌ها پس از یک دهه بتوانند بالاترین رتبه‌بندی‌ها را در منطقهٔ خاورمیانه کسب کنند.
  • مشاهدهٔ رشد نسبیِ مداوم و سالانه در جذب فارغ‌التحصیلانِ دانشگاه‌ها و دوره‌های آموزشی به بازار کار در بازهٔ یک‌سال پس از فارغ‌التحصیلی، و نیز مشاهدهٔ رشد نسبیِ مداوم و سالانه در میزان ارتباط موقعیت شغلیِ فارغ‌التحصیلان با رشته یا دورهٔ آموزشی گذرانده‌شان؛ به‌گونه‌ای که برای هر دانشگاه و مرکز آموزشی، هدف مورد انتظار دستیابی به نرخ ۹۰ درصد اشتغال پس از یک سال و ۷۰ درصد ارتباط مستقیم میان شغل و رشتهٔ تحصیلی باشد؛ هدفی که طی پنج سالِ رشد مداوم و نسبی قابل تحقق است.
  • انجام حداقل ده پروژهٔ میان‌رشته‌ایِ پژوهشی در سطح ملی با محور طراحی پس از یک دورهٔ پنج‌ساله محقق شود.
  • رشد نسبی و سالانهٔ استخدام پژوهشگران طراحی در کسب‌وکارهای ایرانی مشاهده شود.

تأثیر مورد انتظار

  • بهبود درک عمومی از طراحی در جامعه و تأثیر آن بر فعالیت‌های حرفه‌ای، انتخاب‌های روزمره و رویکردهای حل مسئله؛ چه در میان افرادی که تنها تحصیلات عمومی را کسب کرده‌اند و چه در میان افرادی که تحصیلات دانشگاهی و تخصصی دارند.
  • دانشگاه‌های ایران بتوانند در سطح منطقه‌ای بهترین عملکرد را در ارائهٔ رشته‌های مرتبط با طراحی داشته باشند و از این مسیر به‌صورت غیرمستقیم به طراحی ایرانی اعتبار بیشتری بدهند.
  • دانشگاه‌ها و مراکز آموزش حرفه‌ای که رشته‌ها و دوره‌های مرتبط با طراحی ارائه می‌دهند، بتوانند به‌طور مؤثر هم نیازهای کسب‌وکارهای ایرانی را تأمین کنند و هم تأثیری واقعی در مسیر حرفه‌ایِ فارغ‌التحصیلان خود بر جای بگذارند.
  • پژوهش طراحی، چه در دانشگاه‌ها و چه در صنعت، شناخته‌شده و بخشی از رویهٔ همیشگی پژوهش باشد.
  • هم طراحان و هم پژوهشگران طراحی حضوری موفق، مؤثر، پذیرفته‌شده و پایدار در بازار کار داشته باشند.

بخش پنجم: تاب‌آوری و پایداری

شرایط کنونی

  • ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی در معرض طیف گسترده‌ای از مخاطرات طبیعی، از جمله خشک‌سالی‌های طولانی، سیل، فرونشست زمین و زلزله است و هم‌زمان با آثار شتابان تغییرات اقلیمی و تنش‌های زیست محیطی مواجه است؛ با این حال، طراحی فضاها، سامانه‌ها و محصولات در اغلب سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، ساختارهای حکمرانی، نظام‌های تأمین و اجرا  و پروژه‌ها هنوز به‌صورت نظام‌مند و بر مبنای پایداری و تاب‌آوری صورت نمی‌گیرد و عمدتاً رویکردی کوتاه‌مدت و واکنشی دارد.
  • ● دهه‌ها بهره‌برداری ناپایدار از منابع آب، خاک و انرژی، آلودگی هوا و تخریب تنوع زیستی، فشار فزاینده‌ای بر سامانه‌های زیست‌محیطی و معیشت گروه‌های مختلف وارد کرده است؛ در عین حال، طراحی شهری، ساختمان‌ها، محصولات مصرفی و سامانه‌های حمل و نقل به‌ندرت بر مبنای چرخه کامل عمر، کاهش مصرف منابع، امکان تعمیر، بازاستفاده و بازیافت تعریف می‌شوند.
  • در سیاست‌ها و مقررات موجود، پیوند روشنی میان طراحی و موضوعاتی همچون اقتصاد چرخشی، سازگاری با تغییرات اقلیمی و مدیریت ریسک بلایا دیده نمی‌شود؛ استانداردها و آیین‌نامه‌های فنی معمولاً حداقلی و مبتنی بر ایمنی اولیه‌اند و کمتر به تاب‌آوری بلندمدت سامانه‌ها و جوامع می‌پردازند.
  • شکاف قابل توجهی میان برنامه‌های کلان پایداری در کشور (در حوزه‌هایی مانند انرژی، حمل و نقل، مسکن، کشاورزی و مدیریت بحران) و نقش طراحی در تحقق آن‌ها وجود دارد؛ طراحان، مهندسان و مدیران اغلب ابزارها، داده‌ها و اختیارات لازم برای تبدیل اهداف پایداری و تاب‌آوری به راه حل‌های عملی و ملموس در پروژه‌های خود را در اختیار ندارند.
  • آگاهی عمومی درباره نسبت زندگی روزمره، الگوهای مصرف و انتخاب‌های فضایی و محصولی با پایداری و تاب‌آوری پایین است؛ بسیاری از محصولات، خدمات و فضاهای عمومی، شهروندان را به مصرف بیشتر منابع، تولید بیشتر پسماند و وابستگی به فناوری تشویق می‌کنند، نه به صرفه‌جویی، مراقبت از محیط زیست و حمایت متقابل اجتماعی.

چشم‌انداز مطلوب

  • پایداری و تاب‌آوری به یکی از معیارهای اصلی در هر تصمیم طراحی، از مقیاس محصول و خدمت تا مقیاس شهر و سامانه‌های ملی تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هر طرح جدید، هم‌زمان با بهبود کیفیت تجربه انسان، به کاهش فشار بر منابع طبیعی، کاهش انتشار آلاینده‌ها و تقویت توان جامعه برای مقابله با شوک‌ها و تغییرات بلندمدت کمک کند. پایداری بر کاهش فشار بر منابع و تاب‌آوری بر توان سازگاری و بازیابی در برابر شوک‌ها تمرکز دارد.
  • فضاها، زیرساخت‌ها، محصولات و خدمات ایرانی به شکلی طراحی می‌شوند که چرخه عمر آن‌ها شفاف و مسئولانه باشد؛ مصرف منابع در آن‌ها به حداقل برسد، امکان تعمیر، بازاستفاده و بازیافت در آن‌ها پیش‌بینی شود و زنجیره‌های تأمین، تا حد امکان، محلی، کم کربن و منصفانه باشند؛ به‌گونه‌ای که ایران بتواند در منطقه به الگوی اقتصاد چرخشی در طراحی تبدیل شود.
  • شهرها و سکونتگاه‌های ایرانی با رویکردی انسان محور، تاب‌آور و پایدار طراحی می‌شوند؛ زیرساخت‌های سبز، فضاهای عمومی چندمنظوره، ساختمان‌های سازگار با اقلیم، سامانه‌های حمل و نقل پاک و راه حل‌های مبتنی بر طبیعت، بخشی از پاسخ طراحی به مخاطرات اقلیمی و زیست‌محیطی خواهند بود و به‌ویژه از گروه‌های آسیب‌پذیرتر حمایت خواهند کرد.
  • فرهنگ طراحی و زندگی روزمره در ایران به سمت «زندگی خوب در چارچوب محدودیت‌های سیاره‌ای» تغییر می‌کند؛ زیبایی، راحتی و نوآوری با صرفه‌جویی، احترام به محیط زیست و عدالت اجتماعی آشتی داده می‌شوند و رویکردهای نوینی که در جهان برای ترکیب پایداری، کیفیت فضایی و فراگیری مطرح شده‌اند، به شکلی هم‌ساز با ویژگی‌های فرهنگی ایران به کار گرفته می‌شوند.

گام‌های اصلی

  • تدوین و اجرای چارچوب ملی برای «طراحی تاب‌آور و پایدار» که راهنما و معیار مشترک برای همه پروژه‌های کلان، به‌ویژه در حوزه‌های زیرساخت، مسکن، حمل و نقل، خدمات عمومی و محصولات پرمصرف باشد؛ این چارچوب باید شامل اصول چرخه عمر، اقتصاد چرخشی، کاهش کربن، سازگاری با تغییرات اقلیمی، مدیریت ریسک بلایا و حفاظت از تنوع زیستی باشد و در استانداردها و آیین‌نامه‌های ملی بازتاب یابد.
  • گنجاندن الزامات مشخص پایداری و تاب‌آوری در فرآیندهای تأمین، مناقصه و ارزیابی پروژه‌های بخش عمومی؛ به گونه‌ای که در انتخاب طرح‌ها و پیمانکاران، امتیاز بالایی برای راه حل‌هایی که مصرف منابع، انتشار آلاینده‌ها و آسیب‌پذیری در برابر مخاطرات را کاهش می‌دهند در نظر گرفته شود و از راه حل‌های نوآورانه بومی که کیفیت زندگی را در شرایط ناپایدار تقویت می‌کنند حمایت شود.
  • ایجاد برنامه‌های پایلوت و نمونه‌های الگو در مقیاس‌های مختلف (از محله‌های تاب‌آور و پایدار، مدارس و بیمارستان‌های سبز تا محصولات و بسته‌بندی‌های کم‌پسماند) با مشارکت شهروندان، کسب وکارها و نهادهای محلی؛ مستندسازی، ارزیابی و انتشار نتایج این نمونه‌ها برای یادگیری ملی و الهام‌بخشی.
  • تقویت ظرفیت طراحان، مهندسان، مدیران شهری و سیاست‌گذاران از طریق دوره‌های تخصصی و میان‌رشته‌ای در حوزه طراحی برای پایداری و تاب‌آوری؛ استفاده از تجربه‌های بین‌المللی و منابع علمی روز، در کنار دانش بومی و تجربیات تاریخی ایران در زندگی کم‌مصرف و سازگار با اقلیم، برای شکل‌دهی به رویکردی ترکیبی و متعادل.
  • توسعه ابزارهای سنجش و پایش برای ارزیابی تأثیر تصمیم‌های طراحی بر شاخص‌های زیست محیطی (مصرف انرژی، آب، مواد و تولید پسماند)، اجتماعی (عدالت در دسترسی، سلامت، احساس امنیت و تعلق) و اقتصادی (هزینه چرخه عمر، بهره‌وری و جلوگیری از خسارت در بحران‌ها)؛ اتصال این ابزارها به نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی در سطوح مختلف.
  • تشویق نوآوری و سرمایه‌گذاری در محصولات، خدمات و فناوری‌های طراحی‌شده برای پایداری و تاب‌آوری، از طریق مشوق‌های مالیاتی، تسهیلات، صندوق‌های نوآوری و برنامه‌های حمایتی؛ با تمرکز ویژه بر کسب وکارهای کوچک و متوسط و استارتاپ‌هایی که راه حل‌های طراحی‌محور برای چالش‌های اقلیمی و زیست‌محیطی ایران ارائه می‌دهند.

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  • اندازه‌گیری تغییر در مصرف سرانه انرژی، آب و مواد در بخش‌هایی که طراحی در آنها نقش مستقیم دارد (مانند ساختمان، حمل و نقل، محصولات مصرفی و بسته‌بندی) و نسبت کاهش آن در مقایسه با روندهای گذشته، با در نظر گرفتن رشد جمعیت و اقتصاد.
  • درصد پروژه‌های کلان بخش عمومی (در حوزه‌های زیرساخت، مسکن، حمل و نقل، آموزش و سلامت) که بر اساس چارچوب ملی «طراحی تاب‌آور و پایدار» طراحی و اجرا شده‌اند و در ارزیابی‌های مستقل، حداقل سطح تعیین‌شده از معیارهای زیست‌محیطی، اجتماعی و تاب‌آوری را برآورده می‌کنند.
  • افزایش تعداد و تنوع فضاها، محصولات و سامانه‌هایی که نشان «طراحی خوب» یا نشان‌های مشابه ملی را همراه با معیارهای مشخص پایداری و تاب‌آوری دریافت می‌کنند و موفقیت تجاری یا رضایت بالای کاربران را به دست می‌آورند.
  • بهبود شاخص‌های تاب‌آوری در جوامع و زیرساخت‌های منتخب (مانند کاهش زمان بازگشت خدمات حیاتی پس از رخدادهای طبیعی، کاهش خسارت‌های مستقیم و غیر مستقیم، افزایش دسترسی گروه‌های آسیب‌پذیر به فضاها و خدمات امن و پایدار) در مقایسه با دوره‌های پیشین.
  • رشد سالانه تعداد پروژه‌های پژوهشی و نوآوری طراحی‌محور در حوزه پایداری و تاب‌آوری، میزان به‌کارگیری نتایج آن‌ها در سیاست‌گذاری‌ها و بازار و سهم آن‌ها در ایجاد محصولات و خدمات جدید با مزیت رقابتی برای ایران در بازارهای داخلی و خارجی.

تأثیر مورد انتظار

  • کاهش تدریجی آسیب‌پذیری شهرها، زیرساخت‌ها و جوامع ایرانی در برابر مخاطرات طبیعی، اقلیمی و اقتصادی، از طریق طراحی هوشمندانه‌تر و تاب‌آورتر فضاها، سامانه‌ها و محصولات؛ به گونه‌ای که هزینه‌های انسانی و اقتصادی بحران‌ها در بلندمدت کاهش یابد.
  • بهبود قابل توجه کیفیت زندگی، به ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیرتر، از طریق دسترسی بهتر به فضاهای عمومی امن و دل‌پذیر، مسکن و خدمات پایدار، حمل و نقل پاک و محصولات و خدماتی که هزینه‌های بلندمدت آن‌ها برای خانوارها و محیط زیست کمتر است.
  • تقویت پایه‌های زیست‌محیطی و منابع طبیعی کشور، از طریق کاهش فشار طراحی‌های ناکارآمد بر منابع، کاهش پسماند و آلودگی، حمایت از زیرساخت‌های سبز و پاسداشت تنوع زیستی؛ به گونه‌ای که نسل‌های آینده نیز از امکانات زندگی سالم و امن برخوردار باشند.
  • ارتقای جایگاه ایران در منطقه و جهان به عنوان کشوری که در آن طراحی، ابزاری محوری برای گذار به اقتصاد کم کربن، سازگار با اقلیم و مبتنی بر اقتصاد چرخشی است؛ و محصولات، خدمات و فضاهای ایرانی، به خاطر پایداری، تاب‌آوری و کیفیت انسانی خود مورد توجه بازارها و شهروندان دیگر کشورها قرار می‌گیرند.
  • شکل‌گیری فرهنگ عمومی تازه‌ای که در آن «طراحی خوب» هم معنا با «زندگی مسئولانه، تاب‌آور و پایدار» است و انتخاب‌های روزمره شهروندان، کسب وکارها و سیاست‌گذاران، به تدریج با این درک همسو می‌شود و به توسعۀ پایدار و همه‌جانبه ایران یاری می‌رساند.

بخش ششم: اخلاق و مسئولیت‌پذیری

شرایط کنونی

  • در بسیاری از سیاست‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌های طراحی در کشور، اخلاق و مسئولیت‌پذیری به‌صورت صریح و نظام‌مند تعریف نشده است؛ ملاحظات اخلاقی معمولاً به شکل کلی‌گویی‌ یا به صورت فردی و موردی دیده می‌شوند، نه به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند طراحی، تصمیم‌گیری و ارزیابی.
  • طراحان، مدیران و کارفرمایان در عمل، اغلب بین فشارهای زمانی و مالی، انتظارات بازار و ملاحظات اخلاقی گرفتار می‌شوند؛ در نبود چارچوب‌های مشخص و قابل استناد، تصمیم‌ها بیشتر بر مبنای ملاحظات کوتاه‌مدت اقتصادی گرفته می‌شود و حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر، منافع بلندمدت عمومی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی طراحی در حاشیه قرار می‌گیرد.
  • در حوزه‌های نوظهور مانند طراحی دیجیتال، داده‌محور و هوش مصنوعی، قواعد و استانداردهای روشن و به‌روز برای حفاظت از حریم خصوصی، جلوگیری از تبعیض الگوریتمی، شفافیت، امکان پاسخ‌خواهی و حق انتخاب کاربران به اندازه کافی توسعه نیافته است؛ بسیاری از سامانه‌ها و خدمات بدون ارزیابی اخلاقی مستقل و بدون توضیح روشن به شهروندان طراحی و پیاده‌سازی می‌شوند.
  • در آموزش طراحی، مهندسی و مدیریت، مباحث اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت اجتماعی، حقوق ذی‌نفعان، تنوع و شمول، و پیامدهای بلندمدت فناوری و طراحی بر جامعه و محیط زیست، جایگاه محدود و پراکنده‌ای دارند؛ آموزش‌ها اغلب بر مهارت‌های فنی و خروجی‌های کوتاه‌مدت متمرکز است و کمتر به پرورش قضاوت اخلاقی، حساسیت فرهنگی و توان گفت‌وگو با گروه‌های مختلف اجتماعی می‌پردازد.
  • سازوکارهای مستقل و قابل اعتماد برای طرح شکایت، گزارش موارد نقض اصول اخلاقی در طراحی، و رسیدگی شفاف به آن‌ها محدود است؛ شهروندان، کاربران و حتی کارکنان در سازمان‌ها نمی‌دانند در مواجهه با آثار آسیب‌زا یا تبعیض‌آمیز طراحی، چگونه و به کجا مراجعه کنند و چگونه پیگیری مؤثر داشته باشند.
  • در سطح گفتمان عمومی، هنوز «طراحی خوب» بیش از آنکه با شفافیت، فراگیری، و احترام به حقوق انسانی و حفاظت از حقوق فردی و جمعی پیوند بخورد، با زیبایی ظاهری، کارایی کوتاه‌مدت و جذابیت بازار تعریف می‌شود؛ این امر، انگیزه برای سرمایه‌گذاری در مسئولیت‌پذیری و اخلاق در طراحی را تضعیف می‌کند.

چشم‌انداز مطلوب

  • اخلاق و مسئولیت‌پذیری به یکی از ستون‌های اصلی راهبرد ملی طراحی ایران تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هر تصمیم طراحی، در هر مقیاس و حوزه‌ای، در پرتو اصولی چون احترام به کرامت انسانی، عدالت و برابری، عدم تبعیض، شفافیت، پاسخ‌گویی، حفاظت از حریم خصوصی و توجه به منافع نسل‌های آینده سنجیده شود.
  • چارچوب‌های ملی اخلاق طراحی، با الهام از بهترین تجربیات و اصول جهانی و در عین حال با توجه به ارزش‌ها، فرهنگ و شرایط حقوقی و اجتماعی ایران، تدوین و در تمام بخش‌های دولتی و خصوصی به رسمیت شناخته می‌شوند؛ این چارچوب‌ها، زبان مشترکی برای گفت‌وگو درباره مسئولیت‌پذیری در طراحی فراهم می‌کنند.
  • طراحان، مهندسان، پژوهشگران، مدیران و سیاست‌گذاران، خود را در برابر پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و اقتصادی تصمیم‌های طراحی مسئول می‌دانند و سازوکارهای مشخصی برای پاسخ‌گویی به شهروندان، کاربران و دیگر ذی‌نفعان وجود دارد؛ «طراحی برای منفعت عمومی» به یک ارزش مشترک تبدیل می‌شود.
  • محصولات، خدمات، فضاها و سامانه‌های ایرانی، به‌ویژه در حوزه‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، به عنوان نمونه‌هایی از طراحی مسئولانه شناخته می‌شوند؛ به گونه‌ای که از ابتدا با در نظر گرفتن حقوق و آزادی‌های اساسی، جلوگیری از تبعیض و انحصار، امکان اعتراض و اصلاح، و توانایی توضیح‌پذیری و شفافیت طراحی می‌شوند.
  • در فرهنگ عمومی، «طراحی خوب» با اخلاق حرفه‌ای، صداقت، احترام متقابل و مسئولیت در قبال پیامدهای تصمیم‌ها هم‌معنا می‌شود؛ شهروندان، رسانه‌ها و نهادهای مدنی، حساسیت بیشتری نسبت به پیامدهای اخلاقی طراحی پیدا می‌کنند و این حساسیت به نیرویی برای ارتقای کیفیت و مسئولیت‌پذیری در تمام عرصه‌ها تبدیل می‌شود.

گام‌های اصلی

  • تدوین «منشور ملی اخلاق و مسئولیت‌پذیری در طراحی» با مشارکت طراحان، حقوقدانان، متخصصان فناوری، نمایندگان جامعه مدنی، بخش خصوصی و نهادهای حاکمیتی؛ این منشور باید اصول کلیدی مانند احترام به حقوق بشر، عدم تبعیض، شفافیت، پاسخ‌گویی، حفاظت از حریم خصوصی و داده‌های شخصی، ایمنی و سلامت، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و توجه به منافع نسل‌های آینده را پوشش دهد.
  • ادغام الزامات اخلاقی و معیارهای مسئولیت‌پذیری در فرآیندهای تأمین، مناقصه و ارزیابی پروژه‌های طراحی در بخش عمومی؛ به‌گونه‌ای که رعایت منشور ملی اخلاق طراحی، ارائه ارزیابی‌های اخلاقی و پیش‌بینی سازوکارهای پاسخ‌گویی و رسیدگی به شکایات، در انتخاب طرح‌ها و پیمانکاران نقش تعیین‌کننده داشته باشد.
  • طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و توانمندسازی در حوزه اخلاق و مسئولیت‌پذیری برای طراحان، مهندسان، مدیران و تصمیم‌گیران؛ از طریق واحدهای درسی اجباری در دانشگاه‌ها، دوره‌های آموزشی ضمن خدمت، کارگاه‌های مطالعات موردی و توسعه منابع راهنما که به‌طور مشخص چالش‌های اخلاقی در زمینه‌های مختلف طراحی (محیطی، اجتماعی، دیجیتال، خدمات عمومی و …) را پوشش دهند.
  • ایجاد سازوکارهای مشارکت معنادار ذی‌نفعان، به ویژه گروه‌های کم‌نماینده و آسیب‌پذیر، در فرآیند طراحی؛ از طریق مشاوره‌های عمومی، کارگاه‌های هم‌آفرینی، گروه‌های مشورتی شهروندی و ابزارهای دیجیتال مشارکتی؛ به‌گونه‌ای که تصمیم‌های طراحی با شنیدن صداها و تجربه‌های متنوع اتخاذ شود.
  • استقرار نهادها و کمیته‌های اخلاق طراحی در سازمان‌های بزرگ دولتی و خصوصی، به‌ویژه در حوزه‌های زیرساختی و دیجیتال؛ این نهادها وظیفه دارند پروژه‌های پرریسک را از منظر اخلاقی ارزیابی کنند، راهنمایی ارائه دهند، تضاد منافع را مدیریت کنند و سازوکارهای رسیدگی به شکایات و گزارش‌دهی را پشتیبانی کنند.
  • توسعه چارچوب‌های ویژه برای اخلاق در طراحی دیجیتال و هوش مصنوعی، با تکیه بر اصولی چون انسان‌محوری، عدالت و عدم تبعیض، شفافیت و توضیح‌پذیری، امکان نظارت و کنترل انسانی، امنیت و حریم خصوصی، و جلوگیری از استفاده‌های مضر یا غیرقانونی؛ و الزام به رعایت این چارچوب‌ها در توسعه سامانه‌های داده‌محور و الگوریتمی.
  • ایجاد کانال‌های امن و قابل اتکا برای گزارش موارد نقض اصول اخلاقی در پروژه‌های طراحی؛ حمایت حقوقی و حرفه‌ای از گزارش‌دهندگان، و تضمین رسیدگی منصفانه، شفاف و به‌موقع به موارد مطرح‌شده؛ به‌گونه‌ای که فرهنگ سکوت در برابر خطاهای اخلاقی به فرهنگ یادگیری و اصلاح تبدیل شود.
  • تشویق و برجسته‌سازی نمونه‌های موفق «طراحی اخلاقی و مسئولانه» از طریق جوایز، نشان‌ها، برنامه‌های رسانه‌ای و حمایت‌های سیاستی؛ تا طراحان و سازمان‌ها انگیزه بیشتری برای سرمایه‌گذاری در این حوزه داشته باشند و الگوهای الهام‌بخش برای دیگران فراهم شود.

سنجه‌های موفقیت راهبرد

  •  تعداد و درصد سازمان‌ها، نهادهای دولتی و شرکت‌های خصوصی که منشور ملی اخلاق و مسئولیت‌پذیری در طراحی را پذیرفته، در سیاست‌های داخلی خود نهادینه کرده و گزارش‌های منظم در مورد اجرای آن منتشر می‌کنند.
  • سهم پروژه‌های طراحی در بخش عمومی و بخش‌های راهبردی (مانند زیرساخت‌ها، خدمات دیجیتال، سلامت، آموزش و حمل‌ونقل) که برای آن‌ها ارزیابی تأثیر اخلاقی انجام شده و توصیه‌های این ارزیابی‌ها در تصمیم‌گیری‌ها و اصلاح طرح‌ها لحاظ شده است.
  • میزان مشارکت طراحان، مدیران و دیگر نقش‌آفرینان در دوره‌ها و برنامه‌های آموزشی اخلاق طراحی، و اندازه‌گیری تغییر در آگاهی، نگرش و رفتار آن‌ها از طریق پیمایش‌ها، ارزیابی‌ها و مطالعات کیفی.
  • تعداد و نوع سازوکارهای شکایت، گزارش‌دهی و نظارت اخلاقی در سازمان‌ها و پروژه‌های کلیدی، و روند تعداد، ماهیت و نحوه رسیدگی به شکایات و گزارش‌های مربوط به نقض اصول اخلاقی در طراحی.
  • بهبود شاخص‌های اعتماد عمومی به نهادها و خدماتی که بر پایه طراحی و فناوری شکل گرفته‌اند (مانند خدمات دیجیتال، سامانه‌های هوشمند، فضاهای عمومی و خدمات شهری)، بر اساس پیمایش‌های ملی و مطالعات مستقل؛ به‌ویژه در میان گروه‌های آسیب‌پذیر.
  • افزایش تعداد نمونه‌های ملی و بین‌المللی که در آن‌ها محصولات، خدمات و فضاهای طراحی‌شده در ایران، به عنوان نمونه‌های برجسته «طراحی مسئولانه» شناخته و معرفی می‌شوند و موفقیت اجتماعی و اقتصادی به دست می‌آورند.

تأثیر مورد انتظار

  •   تقویت اعتماد متقابل میان شهروندان، بخش عمومی و بخش خصوصی؛ به‌گونه‌ای که مردم احساس کنند در فرآیندهای طراحی که بر زندگی روزمره‌شان اثر می‌گذارد، دیده و محترم شمرده می‌شوند و سازوکارهای واقعی برای شنیدن صدای آن‌ها و اصلاح تصمیم‌ها وجود دارد.
  • ● کاهش پیامدهای منفی و آسیب‌زای طراحی، از جمله تبعیض‌های ساختاری، نابرابری در دسترسی به خدمات، نقض حریم خصوصی، سوءاستفاده از داده‌ها، و ایجاد احساس طرد و بی‌عدالتی در گروه‌های مختلف اجتماعی؛ و در مقابل، افزایش احساس عدالت، تعلق و امنیت در فضاها و خدمات طراحی‌شده.
  • ● شکل‌گیری فرهنگ حرفه‌ای نیرومندتری در جامعه طراحی ایران، که در آن طراحان و سازمان‌ها خود را نه فقط تولیدکننده «راه‌حل‌های کارآمد»، بلکه به عنوان «امانت‌داران اعتماد عمومی» و «کنشگران مسئول در برابر جامعه و نسل‌های آینده» می‌بینند.
  • ● افزایش توان کشور برای بهره‌گیری مسئولانه از فناوری‌ها و رویکردهای نوین طراحی، به‌ویژه در فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی؛ به‌گونه‌ای که ایران بتواند ضمن حفاظت از حقوق شهروندان و ارزش‌های خود، در شکل‌دهی به گفتگوها و استانداردهای منطقه‌ای و جهانی در خصوص اخلاق و مسئولیت‌پذیری در طراحی نقش‌آفرین باشد.
  • هم‌راستایی هرچه بیشتر راهبرد ملی طراحی با پایداری اجتماعی و محیط زیستی، افزایش امکان پویایی اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در ایران؛ به‌گونه‌ای که تصمیم‌های کوچک و بزرگ طراحی، به جای تشدید شکاف‌ها و آسیب‌ها، به ترمیم آن‌ها و تقویت تاب‌آوری و همبستگی اجتماعی در بلندمدت کمک کند.

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

برگزیده‌ها

راهبردی برای طراحی در ایران

جامعهٔ ایران امروز در آستانهٔ بازتعریف جایگاه خود در جهان ایستاده است. با نگاهی به شکست‌ها و پیروزی‌های گذشته، در جست‌وجوی راهی برای آینده‌ای بهتر است. تردیدی نیست که طراحی نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دادن به آیندهٔ ایران دارد؛ از بهبود کیفیت محیط زندگی و کارآمدتر کردن خدمات عمومی گرفته تا توانمندسازی اقتصاد ملی از طریق رقابت‌پذیر ساختن محصولات ایرانی در بازارهای جهانی؛ و از ارتقای کاربردپذیری و دسترسی برابر به سامانه‌ها و فضاها برای همهٔ شهروندان، تا بازترسیم هویت ایران در جهان به‌گونه‌ای که شایستهٔ آن باشد.

برای آن‌که طراحی بتواند نقش خود را به‌بهترین شکل در آیندهٔ ایران ایفا کند، تدوین راهبردی ملی برای طراحی در ایران ضرورتی انکارناپذیر است. در بسیاری از کشورهای پیشرو در عرصهٔ توسعه، چنین راهبردی وجود دارد و ایران نیز از آن بی‌نیاز نیست. به‌عنوان نمونه، شورای طراحی بریتانیا توسط وینستون چرچیل پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد تا رقابت‌پذیری محصولات بریتانیایی را در دورهٔ بازیابی اقتصادی پس از جنگ افزایش دهد. ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، در دههٔ ۷۰ میلادی فرمانی صادر کرد تا طراحی بناها و مطبوعاتِ رسمی و دولتی در سراسر ایالات متحده با الگویی پیوسته زیباسازی شود. همچنین دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ فرمانی اجرایی صادر کرد که به‌موجب آن استودیوی ملی طراحی برای طراحی یکپارچهٔ سامانه‌های دیجیتال عمومی و دولتی آمریکا تأسیس شود.

این سند، پیشنهادی اولیه از سوی جامعهٔ پژوهش طراحی «زاین» برای راهبردی ملی برای طراحی در ایران است؛ پیشنهادی که می‌تواند سرآغازی برای اندیشیدن جامعهٔ طراحی ایران به تدوین راهبردی جامع در بهره‌گیری از طراحی برای ترسیم آینده‌ای بهتر برای ایران باشد.

ادامه مطلب »
‌یادداشت‌‌ها

Singularity & the Meta-Real

Singularity & the Meta-Real August 15tht, 2021 Written 2 nights after returning from Turkey. ——————————————————————————————————————— I recall a travel journalist once said during a conference

ادامه مطلب »