نقدی بر سند راهبرد ملی طراحی ایران

همان روزهای اول چندبار سند را خواندم. بسیار لذت بردم. هر بار که هر گوشه ای نتیجه زحمات افرادی را می بینم که به هر نحوی دغدغه طراحی و دیزاین در ایران دارند و تلاش می کنند تا قدمی بردارند همین احساس خوشحالی را تجربه می کنم.

هم به واسطه دغدغه و علاقه شخصی خودم و هم به واسطه دعوت عمومی تیم زاین برای نقد سند، همان روزهای اول شروع به نوشتن نقدی بر این سند کردم. به دلیل انواع مشغله ها هر بار نشد که متن را به سرانجام برسانم و منتشر کنم. در نهایت زمانی فراهم و متن حاضر را نهایی و منتشر کردم.

قدردانی

اول و بالاتر از همه چیز می خواهم یک قدردانی تمام و کمال کنم از اعضای تیم زاین برای اینکه در میانه انواع بحران ها و اتفاقات جاری در این زمانه ایران، آتش دغدغه هایشان را زنده نگه داشتند و آن را به سمت تدوین چنین سند ارزشمندی هدایت کردند. به عنوان عضو کوچکی از جامعه دیزاین ایران، از تک تک شما ممنونم و شک ندارم این اقدام حتی اگر همینجا متوقف شود و دیگر ادامه پیدا نکند، باز هم تاثیر خودش را در مسیر دیزاین در ایران خواهد گذاشت.

یک – دیزاین چه خدمتی به ملت و حاکمیت ایران می تواند بکند؟

نقد نخست را با چند سوال شروع می کنم. این سند را چه کسانی نوشته اند؟ برای چه کسانی؟ و با چه هدفی؟

نویسندگان این سند، افرادی از دل جامعه دیزاین هستند که از ارزش ها و تاثیرگذاری دیزاین بر آینده مطلوب ملت و حاکمیت ایران باخبرند.

به نظر می رسد مخاطبین این سند، در ابتدا ملت ایران، سپس حاکمیت ایران و در نهایت همه جامعه دیزاین ایران هستند.

همچنین به نظر می رسد دلیل نگارش و تدوین این سند این است که، نویسندگان که از دل جامعه طراحی ایران هستند طی سال ها تحصیل و فعالیت در حوزه طراحی به تاثیرگذاری طراحی و ارزش هایی که می تواند برای ملت و حاکمیت ایران ایجاد کند پی برده اند و مایلند تا ملت و حاکمیت ایران هم از چنین پتانسیلی آگاه شوند تا همگی دست در دست هم بتوانند این ظرفیت را شکوفا کنند تا همه ملت و حاکمیت ایران بتوانند از مواهب آن بهره مند شوند.

اگر چنین مفروضاتی را برای پاسخ به این سوال ها بپذیریم. حال سوال این است که آیا سند توانسته چنین کند؟

از نگاه من سند تلاش کرده در چند خط ابتدایی پیش گفتار، به اهمیت و تاثیرگذاری طراحی اشاره کند و گویی فرض را بر این گذاشته که خواننده سند که ملت و حاکمیت ایران هستند به همین راحتی با این موضوع همراه شده و در ادامه پذیرای همه بایدها و نبایدهای سند می شوند.

که البته از نگاه من این طور نیست. در وضعیت فعلی، نه تنها ملت و حاکمیت ایران درک چندان روشنی از ارزش ها و تاثیرگذاری طراحی در زندگی و آینده خود ندارند بلکه حتی درک روشنی از چیستی طراحی هم ندارند. صد البته که تقصیری هم ندارند.

بنابراین اولین توصیه من برای بهبود سند، این است که تلاش شود تا چیستی طراحی و سپس چرایی و چگونگی تاثیرگذاری و اهمیت طراحی برای ملت و حاکمیت ایران روشن شود.

از نگاه من این قدم مهم ترین و پایه ای ترین قدم برای جلوتر رفتن است. تا زمانی که ملت و حاکمیت ایران درباره اهمیت و تاثیرگذاری طراحی برای آینده با جامعه طراحی همراه و هم قدم نشده باشند، هر چه که در ادامه سند بیاید، هر چقدر هم دقیق و درست باشد، گویی تنها مخاطبش خود جامعه طراحان خواهند بود و نه ملت و حاکمیت ایران. چون آن ها در همان گام اول دست های جامعه طراحی را رها کرده اند.

امیدوارم بتوانم در آينده ای نزدیک و در متنی دیگر، پیشنهادات خودم را در راستای چنین محتوا و متنی ارائه کنم. در عین حال تصور می کنم برای پرداختن به چنین متنی شاید بتوان با تلاش برای پاسخ به چند سوال شروع کرد:

  • وقتی از «طراحی» حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟
  • چرا برای مردم ایران و حاکمیت ایران طراحی باید مهم باشد؟ طراحی چه دردی از آن ها می تواند دوا کند که دیگر چیزها نمی توانند؟
  • اگر جامعه «طراحی» در ایران معتقد هستند که می توانند نقشی تعیین کننده در بازنویسی آينده ایران داشته باشند، چه جوامع دیگری در ایران میتوانند چنین ادعا و باوری نسبت به جایگاه خودشان داشته باشند؟ یا جوامع هم عرض جامعه طراحی در ایران چه جوامعی هستند؟
  • چه چیزهایی هم عرض خود طراحی هستند؟ یعنی اگر طراحی تاثیرگذار است آیا فقط و فقط طراحی تاثیرگذار است و لاغیر؟ اگر این طور نیست، در کنار طراحی دیگر چه چیزهایی در شکل دادن به آینده مطلوب ملت و حاکمیت ایران تاثیرگذار هستند؟

دو – تعریف دیزاین

اگر به من تنها یک فرصت برای اصلاح فقط یک بخش از سند را می دادند فقط تلاش می کردم تعریف دیزاین را در سند پخته تر کنم و تغییر دهم. چرا که به نظرم بنیان تمامی آنچه پس از آن می آید استوار بر این تعریف است و مهم ترین کاری که تعریف انجام می دهد تعیین حد و مرزهاست. اینکه دیزاین چه چیزهایی نیست و چه چیزهایی هست. اگر تعریف بتواند از پس این مهم تا حد خوبی برآید، انگار می توان با خیال راحت تری آجرهای بعدی را روی آن چید.

تدوین چگونه بودن یک «چیز» زمانی که آن «چیز» پاسخ به مسئله ای است که محور آن جنبه های ادراکی-شناختی و فیزیکی انسان را درگیر می کند. آن «چیز» می تواند بنا، محصول سه بعدی، تصویر دو بعدی، نرم افزار، خدمت، فرایند یا هر نوع خروجی دیگری باشد.

سند تلاش کرده به سوال اینکه دیزاین چیست پاسخ دهد اما به نظر من این اقدام هنوز نپخته باقی مانده است.

اول اینکه چرا دو تعریف در متن برای دیزاین ارائه شده؟ به نظر می رسد خود اینکه دو تعریف از دیزاین در متن سند هست می تواند نشانگر عدم پختگی تعریف دیزاین در سند باشد.

در ادامه، به دو تعریفی که در سند ارائه شده می پردازم و بعد نگاهم را نسبت به آن ها و مشکلی که هنوز حل نشده خواهم گفت و در نهایت پیشنهادم برای بهبود تعریف را مطرح خواهم کرد.

تعریف اول طراحی در سند:

ما طراحی را به مثابه «تغییر آگاهانه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب از رهگذر بازتعریف و شکل دهی راهبردی به محصولات، خدمات، فضاها و سامانه ها» می فهمیم؛ تغییری که باید به بهبود پایدار کیفیت زندگی انسان ایرانی و پایداری اقتصادی آن، به گونه ای قابل سنجش، مطابق با معیارهای توسعه انسانی جهانی و همچنین ویژگی های فرهنگی ایران بینجامد.

تعریف دوم طراحی در سند:

طراحی عبارت است از برنامه ریزی و تدوین مسیرهای اقدام برای تبدیل وضعیت موجود به وضعیت مطلوب. در این سند، واژه «طراحی» طیف گسترده ای از حرفه ها مانند طراحی صنعتی، طراحی بصری، طراحی خدمات، طراحی تجربه و هر حرفه دیگری را که در قالب این تعریف بگنجد، در بر می گیرد.

وقتی به لغت نامه های مختلف انگلیسی برای دیدن معنای design مراجعه می کنیم، تعاریف جامعی نظیر همین دو تعریفی که در سند آورده شده می بینیم.

در این تعاریف جامع، بسیاری از فعالیت های حرفه ای می گنجند. در حالی که من تصور می کنم هدف این سند این نیست که بخواهد همه آن ها را شامل شود.

برای مثال حرفه مدیریت پروژه می تواند ذیل تعریف دوم یا اول قرار بگیرد. همچنین طراحی و ساخت یک توربین. همچنین طراحی و ساخت یک سد. همچنین طراحی و ساخت یک پل. همچنین ساخت یک داروی جدید. همچنین ساخت یک موتور پیشرانه.

آیا این سند تمایل دارد به این فعالیت ها و حرفه ها هم اشاره کند؟ برداشت من این است که پاسخ منفی است.

بنابراین فکر می کنم شاید لازم باشد این تعاریف به نحوی در جاهایی تغییر کنند تا بهتر بتوانند حد و مرزهای دیزاین را از نگاه این سند مشخص کنند.

برای اینکه نگاه خودم را بهتر منتقل کنم موضوع را از زاویه دیگری مطرح خواهم کرد.

ببینیم چه انواعی از مسائل داریم؟

  • مسائلی که محورشان نظری هست. مثل مسائل ریاضی.

برای حل مسائل ریاضی نیاز به شناخت ریاضیات و راه حل های ریاضیات داریم، بنابراین اگر نیاز باشد چنین مسائلی حل شود، به سراغ راه حل های ریاضیات می رویم.

  • مسائلی که محورشان کارکردهای داخلی بدن انسان و موجودات زنده است.

برای حل این مسائل به سراغ علوم پزشکی، داروسازی و سایر علوم تجربی نظیر این ها می رویم که شیوه های حل مسئله مناسب برای حل این مسائل هستند.

  • مسائلی که محورشان چگونه بودن و کار کردن چیزهاست بدون اینکه ارتباط پررنگی با انسان ها داشته باشند.

برای حل این مسائل به سراغ انواع حرفه ها و مهارت های مهندسی می رویم. برای مثال اینکه یک سد چطور ساخته شود. یا یک توربین. یا یک مخزن. یا یک نرم افزار. و غیره.

  • مسائلی که محورشان جنبه های ادراکی-شناختی یا فیزیک انسان را درگیر می کند.

بهترین شیوه های حل مسئله برای این نوع مسائل آن حرفه هایی هستند که ما به صورت ساده شده به آن ها «طراحی» می گوییم.

تفاوت این شیوه های حل مسئله با سایر شیوه ها این است که به دلیل اینکه لایه های ادراکی و شناختی و فیزیکی انسان در محور این مسائل قرار دارد، در این شیوه های حل مسئله هم لایه های ادراکی و شناختی و فیزیکی انسان محور قرار می گیرد که در سایر شیوه های حل مسئله چنین نیست.

بنابراین شاید یکی از بهترین شاخص ها برای مرزگذاری بین انواع حرفه ها و تخصص های دیگری که به طور عام می شود نام فعالیتشان را طراحی گذاشت و همه حرفه ها و تخصص هایی که به صورت عرفی در همه جای جهان ذیل طراحی قرار می گیرند همین محوریت لایه های ادراکی و شناختی و فیزیکی انسان در مسئله باشد.

پیشنهاد می کنم تلاش کنیم هر دو تعریف سند را تا جای ممکن با مفهومی مثل محوریت جنبه های ادراکی و شناختی و فیزیکی انسان ترکیب کنیم و ببینیم آیا به تعریف دقیق تر و مطلوب تری می رسیم یا خیر. در عین حال تلاش برای یکی کردن دو تعریف هم ارزشمند است.

برای مثال:

طراحی عبارت است از برنامه ریزی و تدوین مسیرهای اقدام برای تبدیل وضعیت موجود به وضعیت مطلوب در حل مسائلی که محور آن ها جنبه های ادراکی، شناختی و فیزیکی انسان را درگیر می کند. در این سند، واژه «طراحی» طیف گسترده ای از حرفه ها مانند طراحی صنعتی، طراحی بصری، طراحی خدمات، طراحی تجربه و هر حرفه دیگری را که در قالب این تعریف بگنجد، در بر می گیرد.

یا

ما طراحی را به مثابه «تغییر آگاهانه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب از رهگذر بازتعریف و شکل دهی راهبردی به محصولات، خدمات، فضاها و سامانه ها در مسائلی که محورشان جنبه های ادراکی، شناختی و فیزیکی انسان را درگیر می کند» می فهمیم؛ تغییری که باید به بهبود پایدار کیفیت زندگی انسان ایرانی و پایداری اقتصادی آن، به گونه ای قابل سنجش، مطابق با معیارهای توسعه انسانی جهانی و همچنین ویژگی های فرهنگی ایران بینجامد.

در دو تعریف بالا تنها تلاش کردم کلمات کلیدی ای که به نظرم می تواند در هر دو تعریف به شکل بهتری مرزهای طراحی را مشخص کند را به متن اضافه کنم. در ادامه تلاش می کنم این دو تعریف را با هم یکی کنم:

طراحی عبارت است از برنامه ریزی و تدوین مسیرهای اقدام برای تغییر آگاهانه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب از رهگذر بازتعریف و شکل دهی راهبردی به محصولات، خدمات، فضاها و سامانه ها برای مسائلی که محورشان جنبه های ادراکی، شناختی و فیزیکی انسان را درگیر می کند.

تغییری که باید به بهبود پایدار کیفیت زندگی انسان ایرانی و پایداری اقتصادی آن، به گونه ای قابل سنجش، مطابق با معیارهای توسعه انسانی جهانی و همچنین ویژگی های فرهنگی ایران بینجامد.

در این سند، واژه «طراحی» طیف گسترده ای از حرفه ها مانند معماری، طراحی گرافیک، طراحی صنعتی، طراحی خدمات، طراحی تجربه و هر حرفه دیگری را که در این قالب بگنجد، در بر می گیرد.

از نظر من این تعریف به دلیل پیچیدگی کلمات و طولانی شدن متن هنوز پخته نیست. بنابراین تلاش می کنم با حفظ معنای اصلی از نگاه خودم، آن را کوتاه تر و ساده تر و همه فهم تر کنم:

طراحی (طراحی انسان محور):

تدوین چگونه بودن یک «چیز» زمانی که آن «چیز» پاسخ به مسئله ای است که محور آن جنبه های ادراکی-شناختی و فیزیکی انسان را درگیر می کند. آن «چیز» می تواند بنا، محصول سه بعدی، تصویر دو بعدی، نرم افزار، خدمت، فرایند یا هر نوع خروجی دیگری باشد.

من در این تعریف،

  • چهار عبارت برنامه ریزی، تدوین مسیرهای اقدام، بازتعریف و شکل دهی راهبردی را با عبارت تدوین چگونه بودن جایگزین کردم.
  • همچنین مفهوم کلیدی پاسخ به مسائلی با محوریت جنبه های ادراکی-شناختی و فیزیکی انسان را جایگزین عبارت تغییر آگاهانه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب کردم.
  • در عین حال، چند عبارت شامل بهبود پایدار کیفیت زندگی انسان ایرانی، پایداری اقتصادی، قابل سنجش، مطابق با معیارهای توسعه انسانی جهانی و همچنین ویژگی های فرهنگی ایران را حذف کردم. چرا که این ها الزامی برای بودن در تعریف ندارند و می توانند ستون های راهبرد دیزاین در ایران باشند. یعنی بعد از اینکه دیزاین را تعریف کردیم که چه هست و چه نیست. حال می خواهیم بگوییم برای آینده ایران چطور طراحی کنیم تا آينده ای شکوفا داشته باشیم و این موارد یا هر مورد دیگری را تبیین کنیم.

من ادعا نمی کنم تعریفی که ارائه دادم بهترین نسخه ای است که می توان ارائه داد. بنابراین از تیم زاین و همه دغدغه مندان دعوت می کنم نسخه های پیشنهادی خودشان را مکتوب و منتشر کنند تا رفته رفته به نسخه مطلوب برسیم.

سه – جایگزینی رویکرد حاکمیت محور با رویکرد بخش خصوصی محور

هر بار که سند را خواندم، احساس کردم نویسندگان سند بیش از هر گروهی، حاکمیت را مخاطب قرار داده اند. در جای جای سند به نظرم آمد که نویسندگان تلاش کرده اند انواع مسئولیت ها را بر گردن حاکمیت و ساختارهایی در دولت قرار دهند.

در حالی که من تصور می کنم حداقل با بررسی تجارب چند دهه گذشته، حکومت در بسیاری از چنین حوزه هایی ضعف های شدیدی در مسئولیت پذیری و اجرای مطلوب دارد و هر چقدر بیشتر اجرا و پیشبرد این موارد به حکومت وابسته شود نه تنها گشایش اتفاق نمی افتد که بیشتر به بن بست و گره ختم می شود.

بنابراین به نظرم بهتر است رویکرد به گونه ای تغییر کند که همه جامعه از جمله حاکمیت مخاطب قرار بگیرند و نگاه این باشد که چگونه هر کسی در هر جایگاهی می تواند نقشی سازنده و تاثیرگذار در پیشبرد این راهبردهای دیزاین ایفا کند اگر که هر نوع دغدغه ای در این حوزه دارد و به نظرش اقداماتش ارزش آفرین خواهند بود.

در واقع تاکید بر قرار دادن مسئولیت بر شانه های حاکمیت باعث ایجاد احساس عدم مسئولیت و تاثیرگذاری در سایر بازیگران جامعه می شود. در حالی که برای نمونه خود زاین مثل هر نهاد خصوصی دیگری می تواند بسیاری از اقدامات مربوط به این راهبردها را کلید زده و اجرا کند. همان طور که در حوزه های مختلف هنری و ورزشی در بالاترین سطح جهان مراسمی همچون اسکار یا توپ طلا و غیره از دل بخش خصوصی شکل گرفته است. حتی خود باهاوس که سردمدار جنبش های بسیاری در حوزه دیزاین بود.

چهار – جامعیت و از زبان همه جامعه دیزاین بودن

از نگاه من نوع نگارش متن ها و دغدغه ها و راهکارهای سند بیش از اینکه حالتی جامع داشته باشد گویی بیشتر از زبان طراح صنعت و طراح خدمات بیرون آمده است. در حالی که به نظرم این سند در درجه اول باید جوری باشد که هر کدام از اعضای جامعه دیزاین چه معمار و چه طراح گرافیک و چه طراح محصول و خدمت و غیره وقتی متن رو می خوانند احساس کنند که این متن از زبان خودشان و دغدغه های خودشان نوشته شده است.

این نکته از آن جهت بسیار هائز اهمیت است که میزان بلوغ و پختگی زمینه های مختلف طراحی و دیزاین در ایران مثل هم نیست. برای مثال میزان بلوغ و پختگی زمینه معماری با طراحی خدمات یا طراحی محصول فیزیکی قابل مقایسه نیست. یا سایر زمینه ها که می توان تک به تک به وضعیت هر کدام پرداخت.

بخشی از این جامعیت نیازمند این است که بشود بازخوردها و نظرات گروه های مختلف را از آن ها دریافت کرد، که کار ساده ای هم نیست؛ اما بخش دیگرش به طور کلی به نظرم با تغییر نوع نگاه و نگاه نگارش مسائل و راه حل ها می تواند مرتفع شود.

پنج– ساختار، محورها، پایه ها، ستون ها و غیره

با اینکه من چند بار سند را با دقت و تمرکز مطالعه کرده ام اما همچنان نمی توانم به راحتی بگویم محورها کدام ها بودند، پایه ها کدام بودند و ستون ها چه. تصور می کنم بخشی از دغدغه ها چند بار و به چند شکل در سند آورده شده است.

برای مثال به نظرم مبحث آموزش و آگاهی بخشی و ترویج آگاهی از تاثیرگذاری دیزاین بارها و بارها به چندین شکل در متن سند آورده شده، در حالی که هر بار تحت عنوان متفاوتی توضیح داده شده است.

یا چند نوع رویکرد در کنار چند عملکرد آورده شده. پایداری یا اخلاق و مسئولیت پذیری در واقع دغدغه های ارزشمندی هستند که می توانند رویکردهایی باشند که در حوزه طراحی و دیزاین تشویق و تبلیغ شوند. در مقابل فعالیتی مثل آموزش یا پژوهش رویکرد نیستند و بیشتر عملکرد هستند.

تصور می کنم شاید مراجعه به ساختاری که آنا ویچر برای اکوسیستم دیزاین پیشنهاد می دهد بتواند الهام بخش مناسبی برای ساختار چنین سندی باشد.

آنا ویچر ۹ بخش مختلف را به عنوان بخش های اکوسیستم دیزاین معرفی می کند. که در ادامه صرفا برای مرور خوانندگان اینجا قرار می دهم. هر چند منظور من استفاده عین به عین نیست و به نظرم قابل ساده سازی برای استفاده در این سند هست.

  • Design users (private sector, public sector and general public)
  • Design support
  • Design promotion
  • Design agents (centers, associations, networks and clusters)
  • Professional Design sector
  • Design education
  • Research and knowledge exchange
  • Funding
  • Policy, governance and regulations

برای من کاملا قابل تصور است که برای هر کدام از این بخش ها بتوان توصیفی از وضعیت فعلی نوشت و سپس مجموعه اقداماتی که می توانند انجام دهند تا به سمت وضعیتی مطلوب تر حرکت کنیم.

همان طور که گفتم در این بخش بندی اثری از عباراتی مثل پایداری یا اخلاق و مسئولیت پذیری یا هویت نمی بینیم. چون پایداری و اخلاق و مسئولیت پذیری که رویکرد هستند و در جایگاه خودشان قابل تبلیغ و ترویج هستند و هویت هم مسئله جداگانه ای ست که پایین تر و به شکل جداگانه به آن خواهم پرداخت. در عین حال که مثل سند بخش هایی برای آموزش و غیره دارد.

به نظرم این بخش بندی در حال حاضر قوام یافته تر از ساختار و بخش بندی مطرح شده در سند است. اما این به معنای الزام استفاده از این بخش بندی نیست. این بخش بندی را صرفا به عنوان دسته بندی و ساختاری پخته تر از سند فعلی از نگاه خودم پیشنهاد دادم.

شش – هویت!

وقتی بخش هویت را می خواندم دغدغه نویسندگان را درک می کردم اما تصویر کلی ای که از آنچه در این بخش مطلوب خوانده شده دریافت می کردم یک نوع پروژه عظیم هویت برند بود. که از نگاه من این نوع راه حل بهترین راه حل برای این دغدغه و مسئله نیست.

این نوع راه حل بیش از آنکه برای من وضعیت مطلوبی را ترسیم کند بیشتر یادآور پروژه هایی بود که در سایر حوزه ها از جانب حاکمیت تعریف می شوند و با رانت به دست یک پیمانکار می رسد و با بودجه هایی بسیار سنگین از ثروت ملی به قهقرا می روند.

بنابراین پیشنهاد می کنم حتی اگر نویسندگان مایلند حتما این دغدغه را در این سند مطرح کنند، تلاش کنند در این مرحله صرفا به مطرح کردن دغدغه بسنده کنند و به سراغ پیشنهاد راه حل نروند. تا کم کم در مراحل و گام های بعدی بتوان به راه حل های مناسب این مسئله پرداخت.

چند پیشنهاد

خود سند در بخش های مختلف در راستای رسیدن به مطلوبی که ترسیم کرده، قدم هایی را پیشنهاد داده که مایلم همین موارد را در کنار هم در قالب چند پیشنهاد اینجا تکرار کنم. این پیشنهادها در واقع اقداماتی هستند که به نظرم زاین یا هر گروه دیگری از بخش خصوصی می توانند برنامه ریزی و اجرا کنند و به جلو رفتن راهبردها و رویکردهای مطرح شده در همین سند کمک کنند.

برگزاری رویداد هفته دیزاین:

خوشبختانه از دو سال پیش گروهی از دغدغه مندان قدم در این مسیر گذاشتند و تا به این لحظه در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ سال صفر و سال یک این رویداد را برگزار کردند. تا جایی که اطلاع دارم پاییز امسال هم در تلاش برای برگزاری سال دو هستند. صرف نظر از ضعف های مختلف، برگزاری مداوم و البته فکر شده این رویداد می تواند تاثیرات مثبت گوناگونی در راستای راهبردها و رویکردهای خوب مطرح شده در این سند داشته باشد. بنابراین به زاین و همه دغدغه مندان دیزاین پیشنهاد می کنم حالا که گروهی به هر دلیلی کمر همت بسته اند و چنین رویدادی را برگزار می کنند یا به هر نحوی با این گروه وارد مشارکت شده و تاثیرگذار شوند یا اگر معتقدند به هر دلیلی خودشان مایلند چنین رویدادی را جداگانه برگزار کنند، وارد عمل شوند و رویداد خودشان را برگزار کنند.

برگزاری رویدادهای روز معمار، گرافیک، طراحی صنعتی و غیره:

علاوه بر رویداد سالانه هفته دیزاین، چنین روزهای جهانی ای گزینه های خیلی مناسبی برای طراحی و برگزاری رویدادهایی مداوم و تاثیرگذار در راستای اهداف این سند است. که خود زاین یا هر گروه دیگری به تنهایی یا با مشارکت هم می توانند برایش برنامه ریزی و اقدام کنند.

برگزاری مسابقات سراسری سالانه دیزاین در حوزه های مختلف با رویکردهای مختلف:

طراحی و برگزاری مسابقات هم یکی دیگر از اقدامات بسیار تاثیرگذار است که خود زاین یا هر گروه دغدغه مند دیگری به تنهایی یا با مشارکت هم می توانند انجام دهند. نه به شکل یک باره بلکه با نگاه به تداوم.

مسلما هیچ یک از این اقدامات ساده نیستند و قرار هم نیست باشند. هر چه سخت اما مشخصا کاملا عملی و شدنی هستند، همان طور که در گذشته و همین امروز دیده ایم و می بینیم که انجام شده اند و می شوند.

هر سه این پیشنهادها قدم هایی تاثیرگذار در جهت افزایش آگاهی از چیستی و چگونگی تاثیرگذاری دیزاین و طراحی هستند که تداوم اجرا و برگزاری آن ها قطعا می تواند به مرور زمان ملت و حاکمیت ایران را به سمتی سوق دهد که بیش از گذشته به طراحی و دیزاین در جهت موفقیت و شکوفایی ایران بها دهند.

در انتها مجددا قدردانی خودم را از نویسندگان این سند تکرار می کنم و دستشان را صمیمانه می فشارم. همچنین از همه دغدغه مندان طراحی در ایران دعوت می کنم حتی اگر بیش از موافقت، مخالف تمامی یا بخش هایی از این سند هستند، نظرشان را به هر شکلی با جامعه طراحی ایران درمیان بگذارند. مطمئنا حفظ فضای گفت و گو در کنار عملگرایی می تواند پایه ای باشد برای شکل دادن به مطلوبیت های آينده.

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد