جایگاه طراحی در آینده ایران
تدوین چنین متنی، آن هم با هدف آغاز یک گفتوگوی ملی درباره جایگاه طراحی در آینده ایران، بهخودیخود ارزشمند و قابل تقدیراست.
سند را با دقت مطالعه کردم و به نظرم یکی از مهمترین نقاط قوت آن، تغییر نگاه به طراحیه؛ اینکه طراحی صرفاً یک فعالیت زیباییشناسانه یا محدود به تولید محصول دیده نشده، بلکه بهعنوان یک ابزار راهبردی برای بهبود کیفیت زندگی، آموزش، اقتصاد و هویت ملی تعریف شده است. این نگاه با بسیاری از رویکردهای روز دنیا همراستا است و به نظرم میتواند نقطه شروع مهمی برای شکلگیری ادبیات جدیدی درباره طراحی در ایران باشد.
همچنین ساختار سند، یعنی بررسی «شرایط کنونی»، «چشمانداز مطلوب»، «گامهای اصلی»، «سنجههای موفقیت» و «تأثیر مورد انتظار» برای هر بخش، باعث شده متن صرفاً در حد یک بیانیه باقی نماند و چارچوبی منظم برای ادامه بحث ایجاد کند.
در کنار این نقاط قوت، چند نکته هم به ذهنم رسید که شاید در نسخههای بعدی بتواند به کاملتر شدن سند کمک کنند.
۱. فاصله میان چشمانداز و اجرا
به نظرم در بعضی بخشها هنوز فاصلهای بین ایده و نحوه اجرای آن وجود دارد. شاید اگر برای هر راهبرد، زمانبندی، اولویتبندی، نهاد مسئول، منابع مالی و شاخصهای عملیاتی مشخصتر تعریف شود، سند از یک چارچوب نظری به یک نقشه راه اجرایی نزدیکتر شود.
۲. جایگاه اقتصاد خلاق
به نظرم نقش صنایع خلاق میتواند پررنگتر دیده شود. حوزههایی مثل طراحی محصول، جواهرات، مد، مبلمان، صنایعدستی معاصر و سایر رشتههای طراحی، علاوه بر ارزش فرهنگی، ظرفیت بالایی برای ایجاد ارزش افزوده، اشتغال، صادرات و برندسازی بینالمللی دارند. احساس کردم این بخش میتواند سهم بیشتری در راهبرد ملی طراحی داشته باشد.
۳. طراحی بهعنوان خالق فرهنگ
یکی از نکاتی که برای من اهمیت زیادی دارد این است که طراحی فقط ابزار حل مسئله نیست. طراحی در بسیاری از موارد، خالق معنا، فرهنگ، هویت و حافظه تاریخی یک جامعه است. شاید خوب باشد این نگاه در کنار رویکرد انسانمحور، جایگاه پررنگتری پیدا کند؛ بهویژه در حوزههایی مانند معماری، هنرهای کاربردی، جواهرات و طراحی صنعتی.
۴. نقش طراحان ایرانی خارج از کشور
امروز بخش قابل توجهی از سرمایه طراحی ایران، خارج از مرزهای کشور فعالیت میکند. بسیاری از طراحان ایرانی در دانشگاهها، استودیوها و شرکتهای معتبر دنیا مشغول به کار هستند و تجربه ارزشمندی در زمینه سیاستگذاری طراحی، نوآوری و توسعه محصولات دارند. به نظرم اگر راهکاری برای مشارکت این جامعه در نظر گرفته شود، میتواند یکی از نقاط قوت این راهبرد باشد.
۵. فناوریهای نو و هوش مصنوعی
با توجه به اینکه این سند نگاه بلندمدت دارد، شاید بد نباشد نقش فناوریهای نو، بهویژه هوش مصنوعی، طراحی محاسباتی، ساخت دیجیتال و تحولاتی که در آینده حرفه طراحی ایجاد خواهند کرد نیز بهصورت مستقل مورد توجه قرار گیرد.
۶. دیپلماسی طراحی و برند ملی ایران
به نظرم طراحی میتواند یکی از ابزارهای مهم قدرت ایران باشد. حضور در نمایشگاهها، هفتههای طراحی، بینالها، موزهها، رویدادهای بینالمللی و همچنین ایجاد یک برند ملی برای طراحی ایران، میتواند در کنار صادرات محصولات، تصویر متفاوت و مثبتتری از ایران در جهان ایجاد کند.
در نهایت، شاید تنها نکتهای که دوست داشتم بیشتر در سند ببینم، تأکید بر این موضوع بود که هدف نهایی طراحی، فقط حل مسائل امروز نیست؛ بلکه خلق آثاری است که بتوانند بخشی از هویت فرهنگی و میراث آینده ایران شوند.
اگر بتوانیم نسلی از طراحان تربیت کنیم که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای امروز، آثاری خلق کنند که چند دهه بعد هم ارزش فرهنگی، هنری و تاریخی خود را حفظ کنند، به نظرم یکی از مهمترین اهداف یک راهبرد ملی طراحی محقق شده است.
در مجموع، این سند را شروعی بسیار ارزشمند برای شکلگیری یک گفتوگوی ملی درباره طراحی میدانم و امیدوارم با مشارکت طیف گستردهتری از طراحان، پژوهشگران و فعالان این حوزه، نسخههای بعدی هرچه کاملتر و اثرگذارتر شوند.
از اینکه این فرصت را برای مطالعه و اظهارنظر در اختیارم گذاشتین، صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم اگر بتونم در ادامه این مسیر سهمی هرچند کوچک داشته باشم، باعث افتخارم خواهد بود.
سپاس

