طراحی گمنام

Photo by Giuseppe Argenziano on Unsplash

در نگاه اول، «گمنام»[1]anonymous نمود ناپسندی دارد: نامعلوم، ناشناخته، و درنتیجه فاقد عاطفه و ارتباط با هیچ فرد مشخص. اما در بستر روندهای زیاده‌باب‌شدهٔ معاصرِ طراحی، ازقرارمعلوم خصوصیت به‌ظاهر خاکستریِ شهرت ‹گمنام› مطلوبیت یافته است.

ابتدا می‌بایست گفت که تب طراحیْ آهسته‌آهسته تقریباً تمامی کنش‌وری‌هایی را که حتی ربط دورادوری با (←) گشتالتون[2]Gestaltung دارند گرفته است. تاجایی‌که مهارت‌های پرسابقه‌ای چون فلزکاری هم آرایش تازه‌ای یافته‌اند تا جلوهٔ مقبول‌تری داشته باشند و عنوان ‹طراحی فلز› به‌خود ببینند.

هرچند که، این گرایش به‌مرور زمان رو به ضعف می‌گذارد و به نتیجه‌ای معکوس می‌انجامد. آنچه انتظار می‌رفت متضمن تصویر اعلا و نتیجتاً قیمت‌های بالا باشد از مدت‌ها پیش به رکود اقتصادی انجامیده است؛ آنچه زمانی قصد داشت به نمادی گران‌بها و منحصربه‌فرد تبدیل شود سقف دستاوردش امروزه جلب نظر از مشتریان فروشگاه‌های زنجیره‌ای است.

این مسئله دربارهٔ طراحی گمنام صدق نمی‌کند، چون در آن خبری از خصوصیات، دسته‌بندی‌ها و نام‌ها نیست. طراحی گمنام صرفاً نشان از ناشناس یا فراموش‌شده بودن طراح، یا به‌عبارتی مؤلف، دارد. تا بدین‌جا، دو نکته از بحثمان استنباط می‌شود: نخست آنکه، طراحی حاصل کنشیْ دانسته است و صورت ظاهریِ هیچ اسباب، ابزار، یا مبلمانی اتفاقی نیست، بلکه نتیجهٔ سنجه‌های دقیق کسی است. دوم، فردی که هر یک از این اشیاء را طراحی کرده ناشناس یا غیرقابل‌شناسایی است. در واقع، هر یک از این‌ها قدمتش به‌اندازه‌ای است که شاخص شده‌ و در اثنای دگرگونی‌ها نام خالقش از یاد رفته است.

با عنایت به نکات یادشده، کاربست عنوان گمنام غالباً برای اشیائی رایج است که طی قرن‌ها در فرهنگ‌های مختلف تحول یافته‌اند و کمابیش ریشه در منابع موجودِ همان فرهنگ‌ها دارند. یعنی مشخصاً ابزار و وسایل روزمره‌ای که ارزش کارکردیِ واضحی دارند و بازشناختن و پی بردن به دستور کار و طرز استفاده‌شان به سرعت و سهولت اتفاق می‌افتد. منابع این اشیاء به حالات طبیعیِ هر فرهنگ و مهارت‌های سنتیِ هر منطقه محدود نمی‌شود، بلکه مواد، فناوری‌ها و مهارت‌های فرهنگ صنعتی در سطح جهان نیز همه منابع اشیائی با طراحی گمنام‌اند. به‌عبارت‌دیگر، طراحی‌های گمنام نه‌تنها بر اسباب، وسایل یا ظروف سفالی، شیشه‌ای، سنگی، چوبی، یا آهنی مشتمل است، بلکه دربازکن‌ها، تشتک‌ها، شیشه‌های مربا و سایر موادغذایی و همهٔ چیزهای سادهٔ دیگری که به طریق صنعتی ساخته شده‌اند و اصلاً محصول طراحی‌ به‌حسابشان نمی‌آوریم، اما در واقع زمانی توسط کسی طراحی شده‌اند، را هم شامل می‌شود. این‌ها هیچ‌گاه با نام طراحانشان شناخته نشده‌اند، بااین‌حال کاربرد پایدارشان[3]their sustained use آن‌ها را شایستهٔ عالی‌ترین درجهٔ اعتبار موجود در دنیای طراحی می‌کند: شاخص و معیار شدن.

← طراحی مؤلف، ویژند

مؤلف: فولکِر اَلبوس | Volker Albus

مترجم و ویراستار: علیرضا راستین کیا

پانوشت‌ها

پانوشت‌ها
1 anonymous
2 Gestaltung
3 their sustained use

این مطلب را هم‌رسانی کنید:

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email