تفهیمنامه

اصطلاح «تفهیمنامه»[1] brief. ریشه در آن مفهوم طراحی دارد که فعالیتی در جهت (←) حل مسئله دانسته میشود. یک سفارشدهنده هنگامیکه مشکلی را شناسایی میکند، راهحل پیشنهادیاش در قالب ‹تفهیمنامه› به طراح منتقل میشود تا او تصمیم گیرد ایدههای طرحشدهاش چگونه به بهترین شکل تحقق یابند. پییر بولانژی،[2] Pierre-Jules Boulanger (1885-1950). مدیرعامل سیتروئن، در ۱۹۳۸ […]
دانشگاه بلک ماونتِن

دانشگاه بلک ماونتِنpan class=”footnote_referrer”>[1] Black Mountain College (1933-1957). توسط اندرو رایس،[2] John Andrew Rice (1888-1968). مدرس ادبیات کلاسیک، در ۱۹۳۳ تأسیس شد. این آموزشگاه ــ در دامنهٔ کوههای کارولینای شمالی، نزدیک به شهر اَشویل ــ[3] Located in the mountains of North Carolina, close to the city of Asheville. طی بیست و سه سال فعالیتش، به […]
روکش کردن

روند فزایندهٔ تقاضا و انتظارات، برای بهبود عملکرد و ظاهر آنچه عرضه میشود، موجب پدید آمدن روکش محصولات شد: سطح یا لایهٔ طراحیشدهٔ ویژهای که به یک عنصر مهم در فرآیند طراحی و تولید بدل شده است. روکش کردنبه محصولات مختلف، از خودرو گرفته تا فراوردههای دارویی، ارزش کارکردی و یا زیباییشناسانهای میافزاید (← زیباییشناسی). […]
زیبایی

جالب است بدانید که صفت «زیبا» ــ و همچنین متضادش «زشت» ــ در بحثهای مربوط به طراحی بسیار بهکار میرود، حالآنکه در متون حرفهای و دانشگاهی کمتر استفاده میشود. پیداست، امتناع یادشده به پروای آن است که کاربرد این اصطلاح موجب تنزل امر طراحی تا سطح آرایهگری[1] آرایهگری (decoration) هنر تزیین مکان یا اشیاء است. […]
زیباییشناسی

واژهٔ «استتیک»[1] aesthetics. که برابرگزیدهاش «زیباییشناسی» است، زمانی که درزمینهٔ طراحی بهکار میرود، معمولاً مترادف «زیبایی» یا «سبکپردازی» است. اگر قرار بود یک زیباییشناسی ویژهطراحی داشته باشیم، میبایست از تبدیل شدن به نظریهٔ اشیاء زیبا و نیز ‹نقد قوهٔ حکمِ› زیباییشناختی برحذر میماند. هنوز چنین چیزی نداریم؛ اما اگر داشتیم، شایسته بود پذیرا و پیرو […]
زیستارشناسی

‹زیستارشناسی›[1] bionics. رشتهای است که به تجزیهوتحلیل اصول و ساختارهای زیستی میپردازد تا از این دانش در ایجاد ساختارهای مهندسی استفاده کند. بهلحاظ ریشهشناسی، واژهٔ «بیونیک»، که «زیستارشناسی» برابرگزیدهٔ آن است، از همنشینی دو واژهٔ «بیو» و «اونیک» ــ مثل بیولوژی و الکترونیک ــ ساخته شده است.[2] the word “bionics” stems from the confluence […]
ساخت

ساخت[1] construction. ــ که از ریشهٔ لاتین «کان»[2] con. به معنای ‹باهم› یا ‹بههم› و «استروئِره»[3] struere. به معنای ‹ساختن› است ــ هم به فرایند و هم به نتیجهٔ تولید روشمند و هدفمند یک (←) مصنوع مادی یا غیرمادی اشاره دارد. ساخت همچنین رابطهٔ مشخصی بین (←) فرم و (←) کارکرد برقرار میکند. این اصطلاح اغلب، […]
ساختگرایی

ساختگرایی[1] constructivism. یک اصطلاح عمومی است که در زمینههای فلسفی گوناگونی بهکار میرود؛ زمینههایی که به مفهوم (←) ساخت و ظهور آن در عرصههای علمی و دانشگاهی قرن بیستم میپردازند. ساختگرایی، بهویژه در اوایل قرن بیستم، تأثیر بسزایی در هنرهای تجسمی، بنیانهای نوین ریاضیات در بحبوحهٔ بحران بنیادین، نظریهٔ علمی توسعهیافته در مدارس اِرلانگِن و […]
صوتشناسی

صوتشناسی[1] acoustics. ← طراحی صدا[2] sound design. — مؤلف: میشائیل ارلهوف | Michael Erlhoff مترجم و ویراستار: علیرضا راستین کیا پانوشتها[+] پانوشتها ↑1 acoustics. ↑2 sound design.
طراحی

خوانندهٔ گرامی، باآنکه شاید از این جمله ناامید شوید، لازم است بدانید که ارائهٔ یک تعریف واحد و موثق از اصطلاح اصلی این فرهنگنامه ــ طراحی ــ ناممکن است. سرآغاز تاریخی طراحی مبهم است و ماهیت آن ــ یعنی چیستی و نیستیاش ــ موضوع مباحثات متنوع و مداومی است، که نشانههایش را میان دیدگاههای ارائهشده […]